تبلیغات
تغییر زندگی - مطالب ابر چگونه در شغلمان موفق باشیم

 یک مثلث عشقی آشنا

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:جمعه 5 آذر 1395-06:16 ب.ظ

 

رابطه عروس و مادرشوهر

 

وقتی دو زن ، در سن های مختلف و در سمت های مختلف یک مرد را دوست دارند ،چگونه باید با هم کنار بیایند؟

 

از دیر باز همواره رابطه عروس و مادرشوهر به شکل ها و شیوه های مختلف و در قالب شعر، رمان، طنز، فیلم، گفتمان ها و محاورات بین عوام مورد تأکید و توجه واقع شده و گویی هرگز نباید سازش و انعطافی بین عروس و مادر شوهر حاصل شود.

 

در بسیاری از غالب های مذکور عروس، هووی مادر شوهر، تیغ های کنار گل و دخالت کننده و فضول زندگی عروس تلقی شده و عروس نیز غریبه ای غاصب و غالب برفرزندی که بیست و چند سال زحمتش را کشیده و بزرگش کرده و دو دستی تقدیم هووی خودکرده است. الهی که حرومش بشه! بچه منو قاپ زد و برد! پسری که همیشه کنارم بود و با من بود و محبتش را از من دریغ نمی کرد! امروز میهمان ناخوانده ای آمده و او را سهم خودکرده و از من دورش ساخته!

 

رویکرد و نگاه بیمار فوق و فعالیت نه چندان کم بخشی از هنرمندان، شاعران، رمان نویسان و به اصطلاح روشنفکران و حتی گروهی از افراد مذهبی که از مذهب پوسته ای را درک کرده و به هسته و گوهر آموزه های دینی را در نیافته اند فرآیند معیوب و ناسالم مذکور را تشدید نموده و در سطح وسیعی آن را توسعه داده اند به گونه ای که کم نیستند دختران جوانی که از ترس گرفتار نشدن در دام و دامن مادر شوهر ازدواج نمی کنند و یا با ذهنیتی غلط وارد زندگی زناشویی شده و از همان اوان زندگی با دیدی منفی و جهت دار به چالش های تلخ و فرساینده با مادر شوهر می پردازد.

 

وقتی ذهن منفی باشد زبان هم تلخ و گزنده و زندگی نیز آزار دهنده و پر تنش خواهد بود. اگر این ذهنیت غیر واقعی و نادرست دوسویه باشد آسیب ها و چالش ها ی عروس و مادر شوهر نیز همچون سیل و زلزله ای مرگبار ذهن و زندگی هر دو سو را نابود خواهد ساخت.

 

براساس این واقعیت که از کوزه همان برون طراود که در اوست رویکرد ناسالم موجب عملکرد ناسالم خواهد شد. برای اصلاح عملکرد و تعامل نامطلوب بین عروس و مادر شوهر می بایست نظر و نگاه معیوب آنان (که محصول فرهنگ و عادات و تلقینات غلط جاهلان و بیمار دلان می باشد) را اصلاح کرد.

 

برای رسیدن به این اصل مهم، آگاهی و عمل به نکات ذیل ضروریست:

 

**یکی از عوامل مۆثر در ایجاد تنش و بدبینی بین عروس و مادر شوهر، حضور پررنگ و دخالت های بیجا در زندگی زوجین جوان می باشد همه مادر شوهر بدانند (و البته بسیاری می دانند) که یکی از پیش نیازهای ازدواج، استقلال و بال کشیدن و پرواز کردن فرزندان به آشیانه جدید می باشد. پرنده ای که پرواز می داند و با جفت خود به استقلال رسیده نباید مورد حمایت های افراطی و دلسوزیهای داغ و غیر قابل تحمل والدین قرار گیرد.

 

بنابراین مادر شوهر، برای خوشبختی، آرامش و سعادت فرزندانشان بهتر آن است که اجازه دهند عروس و داماد افتان و خیزان در مسیر پرفراز و فرود زندگی گلیم خود را از آب بیرون بکشند و شیوه و شکل زندگی و تعامل خود را خود انتخاب کنند.

 

هر گفتار و رفتاری که موجب ایجاد تنش و تلخی بین عروس و داماد شود باید از سوی والدین دو طرف تعطیل و حضور و حساسیت آنان صرفا در جهت تقویت عشق و امید و گرمی بین زوجین جوان تنظیم و ترسیم شود.

 

بنابراین پیام به همه مادر شوهر ها این است که اگر خواهان آرامش و خوشبختی فرزندتان هستید ، که هستید روش تربیتی عروس و داماد با فرزندانشان (نوه هایتان) را به رسمیت بشناسید و موجب اختلاف و تضاد تربیتی آنان نشوید مثلا عروس به پسر 9 ساله اش می گوید الان وقت خوردن آجیل و بستنی نیست دارم شام میارم. بلافاصله مادر شوهر می گوید نه عزیزم بیا من بهت آجیل و بستنی بدم. و یا عروس لباسی خریده و مادرشوهر با حساسیت و دقت تمام در مورد رنگ ومدل و جنس لباس نظرات منفی ویا تمسخر آمیزی می دهد. ویا با کنجکاوی سعی در کسب اطلاعات محرمانه و رموز مخفی زندگی عروس و داماد دارد. و..... اینها همه زمینه های درگیری و چالش بین زوجین جوان را فراهم ساخته و ذهنیت عروس نسبت به مادر شوهر را منفی می سازد.

 

** مادر شوهر این ذهنیت غلط را باید به زباله دان زندگی بیندازد که عروس جای مادر شوهر را گرفته و دل و دیده پسرش را از آن خود ساخته است. همه مادر شوهرها بدانند هیچ زنی جای مادر را نمی تواند اشغال کند. مادر اگر مادر خوبی باشد (حتی اگر مادر بدی هم باشد) جایگاه ویژه ای را در زندگی فرزندانشان خواهند داشت. پس عروس را اشغالگر و غاصب سرزمین ذهن و زندگی فرزندتان ندانید این نگاه نادرس موجب ارتباط نادرست با عروستان خواهد شد.

 

** براساس آموزه های دینی، عروس شما فرزند شماست. عضو اصلی خانواده شماست. سهم مادر شوهراین است که عروس را دختر خود بداند و بخواند. و همانطور که کاستی ها و ناراستی های فرزندان خود را پذیرفته و آنها را به رسمیت شناخته است و گاهی با ظرافت و محبت و لطافت های خاص مادرانه سعی در کاهش ضعف ها و ناراحتی های فرزندان خود دارند درباره عروس نیز حتی اگر سرکشی کند، چنین عمل کنید.

 

چه بسیار مادرانی که با گریه و التماس و دلسوزی درصدد اصلاح امور فرزندان خود برمی آیند چه نیکو و مۆثر است اگر چنین رفتار و تعاملی را نیز با عروس خانواده داشته باشند.

 

مادری می گفت: دختر 19 ساله ام بسیار سرکش، ناسازگارو پرخاشگر شده و مدتی است با پسر همسایه نیز ارتباط عاطفی برقرار کرده هر چه گریه و التماس می کنم نه تنها بی فایده است بلکه با قهر و پرخاشگری به کنجی خزیده نه مسئولیتی می پذیرد و نه موقعیت و شأن خانوادگی ما را درک می کند چه کنم؟

 

آیا این مادر حاضر است با عروس خود نیز این چنین با گذشت و مهربانی برخورد نموده و دلسوزانه به رفع ناراستی هایش بپردازد؟ و از نظرات رواشناسی و مشاور خانواده بهره بگیرد؟

 

مادر شوهر باید بداند که دخترش به زودی عروس خانواده دیگری می شود و اگر امروز عروس خود را برنجاند فردا دخترش بوسیله مادر شوهرش در رنج و عذاب گرفتار خواهد شد چرا که :

 

از مکافات عمل غافل مشو                                   گندم از گندم بروید، جو ز جو

 

** مادر شوهر آگاه و معتقد به ارزش های اخلاقی، هرگز ضعف ها ومعایب عروس خود را نزد دیگران طرح و تکرار نمی کند. معایب و محاسن او را در صندوقچه اسرار خود نگه داشته و برای مقابله با معایب از طریق مطالعه و مشاوره در صورت موافقت عروس و طرح آن ها با مشاوره ی آگاه و متدین اقدام می کند.

 

** گاهی اطرافیان ناآگاه، حتی قبل وارد شده عروس به خانه جدید مادر شوهر ساده لوح را کوک می کنند ک عروس را از همان روز اول تحت امر و سلطه خود در آور و به اصطلاح گربه را دم حجله بکش. پیشاپیش فضا و فرصت سوء استفاده و سلطه جویی او را بگیر. مادر شوهر آگاه و با تجربه، هرگز تحت تأثیر اینگونه القائات مسموم واقع نمی شود، واساسا با اینگونه افراد نادان معاشرت نمی کند.

 

** مادر شوهر خوب و خدا پرست مسئولیت ها و وظایف پسرش نسبت به عروسش را گوشزد نموده و مهارتهای ارتباط عاشقانه و دوستانه با همسر را به او آموزش می دهد.

 

**قبل هر چیز، عروس باید مادر شوهر را به واقع مادر خود بداند و وظایف و تکالیف فرزند در برابر والدین را در ارتباط با مادر شوهر و پدر شوهر خود در زندگی پیاده کند. جهت رعایت اختصار ابعاد این وظایف را به جا و مجال دیگری می سپاریم. اما همین قدر بدانیم که طبق دستور قرآنی بعد از پرستش خدا احسان و نیکی به والدین مورد تأکید قرار گرفته است. والدین اگر بددهن، بدرفتارو حتی بی دین باشند وظیفه اصلی ما احترام و محبت به آنان و پرهیز از هر گونه بی اعتنایی و بی احترامی است جز در دو مورد (امر به فعل حرام و نهی از انجام واجبات) لازم است به خواسته های آنان توجه کنیم.

 

** هرگز پشت سر مادر شوهر، بخصوص نزد همسرتان بدگویی نکنید.

اگر می خواهی عزیز باشی همانطور که قبل از ازدواج باید چشمهایت را به تمامی باز کنی، بعد از ازدواج نیمه باز نگه دار. به عبارتی بدیهای خانواده همسر بخصوص مادرشوهر را نبین اگر دیدی پیله نکن گیر نده، گیر می افتی، و گرنه در زندگی ات روزگار را برشما تلخ خواهد کرد

 

** اگر همسرتان نسبت به مادرش محبت می کند با او همکاری وهمدلی کنید. حتی اگر افراط می کند با محبت به مادر شوهرتان، اسلحه اش (افراط) را از او بستانید. خلع سلاحش کنید گارد نگیرید. موضع گیری شما در برابر توجه افراطی همسرتان به مادرش موجب چالش ها و تنش های تلخی خواهد شد. فراموش نکنید یک پسر خوب و با محبت یک همسر خوب و با محبت برای شما و یک پدر مهربان و دلسوز برای فرزندانتان خواهد بود. صبور باشید، ارسطو می گوید صبر تلخ است اما میوه اش بسیار شیرین است به همسرت زنگ بزن و بگو فردا شب مادرتو با خانواده برای شما دعوت کن. روز مادر را فراموش نکنید. خدمت و محبت باعث بزرگی شما و کوچکی مشکلات و علاقه مادر شوهر خواهد شد.

 

**اگر پشت دوربین تلویزیون قرار بگیرید و از شما بپرسند با مادر شوهر چگونه باید رفتار کرد حتی اگر مادر شوهر بدرفتارو بداخلاقی باشد چه می گویید؟ به همان ها عمل کنید.

 

** مادر شوهر خود را با مادر شوهر دیگران مقایسه نکنید. جز حسادت و حسرت و دلخوری سودی ندارد.

 

** در پی تغییر مادر شوهر نباش. عاجز و آزرده خواهی شد. ضعف های او را مثل ضعف های مادر خود بپذیر و او را به همان شکل که هست قبول کن و زندگی کن (بدون چالش).

 

**اگر می خواهی عزیز باشی همانطور که قبل از ازدواج باید چشمهایت را به تمامی باز کنی، بعد از ازدواج نیمه باز نگه دار. به عبارتی بدیهای خانواده همسر بخصوص مادرشوهر را نبین اگر دیدی پیله نکن گیر نده، گیر می افتی، و گرنه در زندگی ات روزگار را برشما تلخ خواهد کرد. مثل سر کبریت نباش که با کوچکترین اصطحکاک آتش می گیرد و زندگی را به آتش می کشد.

منبع: تبیان

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

 «نه» گفتن را یاد بگیرید

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:جمعه 5 آذر 1395-06:16 ب.ظ

نه گفتن به کودکان,کلمه جادویی

 

والدین «نه» را گاهی آنقدر راحت به زبان می‌آورند که کودک اولین کلمه‌ای که یاد می‌گیرد؛ «نه» است و گاهی آنقدر گفتن این کلمه جادویی برای آنها سخت می‌شود که فرزند فکر می‌کند هر چیز که بخواهد سریع فراهم می‌شود.

 

فارغ از این که ما چقدر برای تامین خواسته‌های فرزندمان استطاعت داریم، مرزهایی وجود دارد که نحوه و حدود «نه» گفتن به کودکان را تعیین می‌کند؛ مرزهایی که باید درست و حساب شده رعایت شوند تا بعد از راه رفتن روی این لبه تیغ، نه خطر تربیت کودکی لجباز و خودخواه را به جان خرید و نه کودکی که خواسته‌هایش در مسیری درست هدایت نشده و سرخورده است. این گزارش که در سلامت‌نیوز منتشر شده با پدر و مادرها درباره راه و روش‌های به زبان آوردن این کلمه جادویی صحبت می‌کند.

 

سکه «نه» را زیاد خرج نکنید

موانع، فشارها و بازدارنده‌ها چیزهایی هستند که هر انسان به‌طور طبیعی آنها را تجربه خواهد کرد، اما مانع‌تراشی بیش از اندازه کودکان را با مشکلات روحی مواجه می‌کند. نداشتن اعتمادبه‌نفس و حس سرخوردگی از آن جمله است. به‌قول معروف درشتی و سختی هم در «نه» است. روان‌شناسان تربیتی، مخالفت و موافقت بیش از اندازه را توصیه نمی‌کنند. شادی موسوی، روان‌شناس خانواده معتقد است نه گفتن بیش از حد می‌تواند بچه‌ها را منفی‌باف بار بیاورد و در مورد همه چیز پیشداوری منفی به آنان بدهد، چنان‌که موافقت بیش از اندازه نیز می‌تواند آنان را در فضایی غیرواقعی پرورش دهد و انتظارات آنان را به‌طور فزاینده‌ای بالا ببرد، درحالی‌که کودک در دنیای واقعی با موافقت‌ها و مخالفت‌های بسیاری مواجه خواهد شد که باید به طرز درست جواب و رفتار مناسبی از خود نشان دهد. اگر والدین شدت مخالفت خود را با توجه به میزان اشتباه‌بودن یا خطرناک‌بودن رفتار کودک تنظیم کنند، این سبب می‌شود کودک‌ میزان خطر کاری را که انجام می‌دهد، بهتر درک کند. او به والدین توصیه می‌کند برای راحتی و آسایش خود به کودک نه نگویید و سعی کنید وقتی از این کلمه استفاده کنید که توجیه مناسبی نیز به همراه داشته باشد. مثلا فقط به علت این که حوصله ندارید به درخواست بازی کودک جواب نه ندهید. فقط به‌دلیل این که خانه را تازه مرتب کرده‌اید، او را از بازی با عروسکش محروم نکنید و این که کودک‌تان گریه می‌کند ساعت خواب و غذای او را به‌هم نزنید.

 

یک کلام، ختم کلام

شادی موسوی تحمل و درک کودکان از مخالفت‌ها و موافقت‌ها را متغیر می‌داند و می‌گوید: «به نوزادی که برای شیر یا تغییر لباس یا سرما و گرما یا در آغوش کشیدن شما گریه می‌کند نمی‌توانید نه بگویید، درحالی‌که دو، سه سال بعد این کودک تحمل و درک بیشتری برای شنیدن این کلمه دارد، خواسته‌های او نیز متفاوت و گاه زیاده از حد می‌شود. کودکان در دو سالگی کارهای خطرناک می‌کنند و نه می‌شنوند، این دوران زمان تجربیات شخصی و استقلال‌طلبی کودکان است که نه‌‌های جدی‌تری را می‌طلبد.»

 

وقتی «نه» را دور می‌زنیم

همیشه مجبور نیستیم به کودک نه بگوییم. گاهی می‌شود او را در موقعیت مثبت قرار داد، مکانی کم‌خطر که تمام چیزها برای تجربه کردن مجاز باشد. لب گزیدن، با سر علامت نفی را به کودک فهماندن و فقط یک اخم و چشم‌غره کوچک می‌تواند کار نه را حتی گاهی موثرتر از آن انجام دهد. گاهی‌اوقات فقط کافی است کودک تقویت‌کننده‌های مثبت را دریافت نکند. حتی لبخند، آغوش یا یک کلام حاکی از تشویق‌ نباشد کودک می‌فهمد کاری که انجام داده، درست نبوده است.

 

فریبا زارعی، مادر دو کودک ۳ و ۵ ساله می‌گوید: «حرکات تشویقی یا کم‌اعتنایی معمولا از به کار بردن مستقیم بله یا نه در مورد بچه‌های من مفیدتر بوده است. گاهی وقتی می‌خواهم چیزی را به کودک ندهم حواس او را پرت و توجهش را به چیزی دیگر جلب می‌کنم و وقتی کاری که نباید بکند انجام می‌دهد او را با اخم نگاه می‌کنم و سرم را از سویش برمی‌گردانم یا بالحنی دلخور یا هشداردهنده اسمش را صدا می‌زنم. معمولا کودک متوجه می‌شود نباید کارش را ادامه دهد، اما گاهی فقط می‌خواهد جلب توجه کند و آنقدر به کارش ادامه می‌دهد تا من بلند شوم و او را بغل کنم. البته فقط وقتی که کودک در موقعیتی خطرناک قرار می‌گیرد من این کار را می‌کنم و بلافاصله در سمت دیگری او را زمین می‌گذارم که احساس نکند به نتیجه‌ای که خواسته رسیده است.»

 

شادی موسوی، روان‌شناس خانواده تاکید می‌کند: «اگر نه گفتن شما برای نخوردن یک شکلات به همان شدت نه گفتن برای دست زدن به پریز برق باشد، منظور خود را درست نرسانده‌اید. وی توصیه می‌کند والدین شدت مخالفت خود را با توجه به میزان اشتباه‌بودن یا خطرناک‌بودن رفتار کودک تغییر دهند؛ این سبب می‌شود کودک میزان خطر کاری را که انجام می‌دهد بهتر درک کند.»

 

تولد یک لجباز

قبلا گفتیم که نه را زیاد از حد به کار نبرید و اکنون به رفتار کودکان لجباز که با شنیدن هر بار کلمه نه بر کار خود پافشاری می‌کنند، نگاهی می‌اندازیم:وقتی به دختر کوچولویت می‌گویی قیچی را بگذار زمین، چنان رفتار می‌کند که انگار چیزی نشنیده است. او ۴ سال دارد و همه چیز را به‌خوبی می‌داند، اما سعی می‌کند به روی خودش نیاورد. او آنقدر به این کار ادامه می‌دهد و حتی وانمود می‌کند که دارد با قیچی موهای عروسک دختر عمویش را می‌چیند که مادر بلند شود و برود با عصبانیت قیچی را از دست او بگیرد و آن وقت است که قهر و گریه را پیش می‌گیرد. مادرش می‌گوید او به خاطر لجبازی این کار را می‌کند.

 

برای جلوگیری از این رفتار باید در شرایط مختلف نوع گفت‌وگوی خود و کودک را تغییر دهید و او را در موقعیت جدیدی قرار دهید. مثلا: بیا به‌جای قیچی‌کردن موهای عروسک موهای او را با گلسر خوشگل کن! شرایط را برای کودک توضیح دهید: تو به اندازه کافی عروسک داری، اگر می‌خواهی اصرار کنی که عروسک می‌خواهی از جلوی هیچ مغازه اسباب‌بازی‌فروشی رد نمی‌شویم!قوانین و محدودیت‌ها را قاطعانه و بدون دعوا پیگیری کنید. مثلا اگر غذا نمی‌خوری شیرینی هم نمی‌توانی بخوری یا اگر درس نمی‌خوانی رفت‌و‌آمد به خانه دوستانت هم ممنوع است. به حرف کودک گوش دهید و اگر دلایل منطقی داشت حرف او را بپذیرید تا او نیز در عوض لجبازی و جاروجنجال به دلایل منطقی برای پیشبرد اهدافش فکر کند.

 منبع:سلامت نیوز 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فراتر از خود زندگی کنیم

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:جمعه 5 آذر 1395-06:15 ب.ظ


 

خودخواهی, افراد خودخواه

 

بی شک خیلی ها به موضوع خودخواهی فکر می کنیم. شاید چون این موضوعی است که خیلی از ما با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. مطمئن هستیم که این سوال، سوال خیلی از ماست، «آیا خودخواه بودن تمایل ذاتی انسان است؟»

 

خودخواهی

ممکن است بگویید که سیستم اقتصادی ما به طمع و خودخواهی پاداش می‌دهد و اینکه باوجوداینکه اولویت دادن به دیگران احساس خوبی به آدم می بخشد، اکثر ما علایق و تمایلات شخصی‌مان را ترجیح می‌دهیم.

 

در سطحی ابتدایی‌تر، اینکه زندگی روزمره‌مان را می‌سازیم، میزان خودخواهی ما را تعیین می‌کند. آیا فقط به خودمان فکر می‌کنیم یا برای دیگران هم دغدغه‌هایی داریم؟ آیا شرایطی هست که نگران خودمان، سود و زیان شخصی خود و لذت‌ها و تمایلاتمان باشیم درست باشد؟ بهترین تعادل در این زمینه چیست؟

 

امروز تعداد افراد خودخواه نسبت به گذشته بیشتر شده است. احتمالاً افراد بیشتری را می‌بینید که موقع عوض شدن صف به شما اجازه جلو آمدن نمی‌دهند، برای میهمانی که دعوتشان کرده‌اید با تماس یا ایمیل تشکر نمی‌کنند یا اینکه می‌خواهند همیشه مرکز توجه باشند. به نظر می‌رسد که آدمها در پیله‌ای که به دور خود تنیده‌اند زندگی می‌کنند و نمی‌دانند در دنیای اطرافشان چه می‌گذرد.

 

خوشبختانه برای آندسته از افرادی که می خواهند با بهترین بودن، در زندگی خود به موفقیت دست پیدا کنند، با اولویت دادن به علایق دیگران، می‌توانند خودشان را از مردم دیگر متمایز کنند.

 

اگر بخواهیم لیستی از صفات افراد غیرخودخواه تهیه کنیم، این صفات می‌توانند به خوبی این افراد را توصیف کنند: دوست‌داشتنی، صمیمی، قابل‌اعتماد، مهربان، باملاحظه، محترم، بخشنده و پیشقدم.

 

به نظر می‌رسد که همه صفات عالی به این افراد برمی‌گردد. همه آدم‌ها به صورت ذاتی می‌دانند که خودخواه نبودن و دیگرخواه بودن خیلی مهم است اما برای اینکه مطمئن شوید می‌توانید لیستی از آدم‌های دیگرخواهی که می‌شناسید تهیه کنید و ببینید آیا این صفات به آنها می‌خورد یا خیر.

 

با فرض اینکه دیگرخواه بودن تمایل ذاتی ماست، باید بیشتر به فکر اولویت دادن به دیگران باشیم. این هفته امتحان کرده و سعی کنید که علایق دیگران را قبل از خودتان قرار دهید. مطمئناً در روز صدها فرصت برای اینکار پیدا خواهید کرد.

 

برای کمک چند نمونه برایتان ذکر می‌کنیم

**وقتی آدامس یا شکلات نعنایتان را درمی‌آورید تا بخورید، اول به اطرافیانتان تعارف کنید.

 

**وقتی می‌خواهید از دربی عبور کنید، لبخند بزنید، درب را باز نگه دارید و بگذارید ابتدا آنها وارد شوند.

 

**وقتی راه می‌روید و کسی می‌خواهد از کنارتان راه رود، بایستید و بگذارید او ابتدا رد شود.

 

**اگر در خانه‌ای با چند نفر دیگر زندگی می‌کنید، وسایل خود را تمیز و مرتب نگه دارید تا آنها مجبور نشوند وسایل شما را تمیز یا مرتب کنند.

 

**اگر در اداره‌ای کار می‌کنید، محل‌کارتان را تمیز و مرتب نگه دارید و دقت کنید که محیط کارتان به طور کل طوری باشد که برای همه همکاران و مراجعانتان خوشایند باشد.

 

**موقع رانندگی، با راننده‌های دیگر با ادب و احترام برخورد کنید.

 

**وقتی می‌خواهید با دیگران حرف بزنید، سعی کنید بیشتر از اینکه حرف بزنید، گوش کنید و صبر کنید تا نوبت حرف زدنتان شود.

 

**اگر یکی از دوستان یا اعضای خانواده‌تان دچار مشکلی می‌شود، تلفن را برداشته، با آنها درد ودل کنید و بگویید که برای کمک حاضرید.

 

اگر کمی فکر کنید، خواهید دید که فرصت‌های زیادی برای دیگرخواه بودن در طول روز پیش رویتان است. این هفته سعی کنید این فرصت‌ها را پیدا کرده و از آنها برای اولویت دادن به دیگران استفاده کنید

 

و بعد می‌توانید دیگرخواهی خود را به سطح بالاتری ببرید. میلیون‌ها نفر در سراسر جهان به غذا، سرپناه، دسترسی به مراقبت‌های پزشکی و امنیت دربرابر آزار و سوءاستفاده نیاز دارند. نعمت‌هایی که خداوند به شما عطا کرده را شمرده و شکرگزار باشید.

 

مطمئن باشید این تلاش‌های شما دیده شده و از آنها قدردانی خواهد شد. با این روش دوستی‌های عمیق‌تری خواهید داشت، دیگران احترام بیشتری برایتان قائل شده، زندگی عشقی بهتری را تجربه خواهید کرد و احساس بهتری نسبت به خودتان خواهید داشت.

 

وقتی نیازها، امیال و علایق دیگران را بر خود مقدم بدانید، مطمئناً پاداش این دیگرخواهی خود را دریافت خواهید کرد.

 

«اگر به دیگران کمک کنید به چیزهایی که می‌خواهند برسند، به هر چه که در زندگیتان می‌خواهید، دست پیدا خواهید کرد.»

منبع: مهارت های اساسی زندگی سالم . نوشته دکتر خسرو امیر حسینی/تبیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

7 کلید جدید برای رسیدن به موفقیت!

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:جمعه 5 آذر 1395-06:15 ب.ظ


 

رسیدن به موفقیت,کلید موفقیت

 

موفقیت به افراد برگزیده تعلق ندارد؛ موفقیت متعلق به شماست، اگر بخواهید به دنبال آن بروید.

موفقیت را هیچ جا پخش نمی کنند، شما باید آن را بدست آورید، ولی نه با زور. اگر از درون فرد موفقی شوید می توانید موفقیت را بدست آورید.

 

هفت کلید موفقیت که زندگی انسان را تغییر می دهند عبارتند از:

 

1. جرأت انجام کار را داشته باشید.

دیل کارنگی می گوید: "کسی به بعیدترین نقطه می رسد که می خواهد کاری را انجام دهد و جرأت انجامش را دارد. قایق اطمینان از ساحل دور نمی شود".

آیا جرأت انجام کارهای غیرممکن را دارید؟ هیچ وقت نباید در زندگیتان زمانی باشد که شما سعی بر انجام غیرممکن نداشته باشید. غیرممکن ها هستند که شما را پرورش می دهند و به شما آن چیزی را نشان می دهند که باید به آن تبدیل شوید.

شروع کنید و جرأت داشته باشید. از دایره آسایش و راحتی خود دورتر بروید و خودتان را رشد دهید. میزان کاری که انجام می دهید را افزایش دهید، انتظاراتتان را بیشتر کنید و قوه تصور و خیالتان را تقویت کنید.

 

2. نرخ شکست خود را دوبرابر کنید.

توماس جی. واتسون می گوید: "می خواهید فرمولی برای موفقیت به شما بدهم؟ خیلی ساده است. نرخ شکست خود را دوبرابر کنید. شما به شکست به عنوان دشمن موفقیت می نگرید. ولی اصلاً اینطور نیست. شاید شکست شما را دلسرد کند یا شاید از آن چیزی یاد بگیرید. پس پیش بروید و اشتباه کنید. هر کاری می توانید بکنید. چون باید به یاد داشته باشید که آنجا جائی است که موفقیت را خواهید یافت". 

اگر می خواهید موفق شوید باید شکست بخورید. هیچ کس با چند شکست کوچک موفق نمی شود. بعد از تنها سه بار شکست خوردن، اولین کسی نخواهید بود که موفق می شود. باید شکست بخورید، شکست، شکست و شکست. شکست راه رسیدن به موفقیت است. آنقدر باید زمین بخورید تا راه رفتن را یاد بگیرید.

 

3. از خواسته خود استفاده کنید.

وینسنت تی. لمباردی می گوید: "تفاوت بین یک فرد موفق و دیگران عدم توانایی یا کمبود دانش او نیست، بلکه نخواستن اوست".

آرزو کلمه دیگری برای خواسته است. برای موفق شدن باید بیشتر از هر چیز دیگری آرزوی موفق شدن داشته باشید. افراد موفق قویتر از دیگران و لزوماً باهوشتر نیستند، ولی آرزوی آنها بیشتر است. آنها آرزوی فراوانی برای دیدن تحقق هدفشان دارند. آیا شما هم این آرزوی فراوان را دارید؟ بدون آرزو، انگیزه رسیدن به هدف را نخواهید داشت.

 

4. شما به اراده و تعهد نیاز دارید.

ماریو آندرتی می گوید: "آرزو کلید انگیزه است، ولی اراده و تعهد است که موجب پیگیری مداوم هدفتان می شود – تعهد به برتری – که شما را قادر می سازد به موفقیتی که به دنبالش هستید برسید".

آیا اراده دارید؟ فرد مصمم بیشتر از هزاران فرد بی علاقه موفق می شود. آرزو، اراده و تعهد از لحاظ استراتژیک شما را در موقعیت موفقیت قرار می دهند.

 

5. برتری لازم است.

چارلز کندال آدامز می گوید: "هیچ کس فقط با کاری که از او خواسته می شود به موفقیت بسیار برجسته ای نمی رسد؛ مقدار و برتری چیزهای فراتر از لزوم است که بزرگی تمایز نهایی شما را مشخص می کند".

آیا خدمات عالی ارائه می دهید؟ برای بهترین شدن، باید بهترین خدمات را ارائه دهید. باید به مشتریانتان چیزی ارائه دهید که نمی توانند آن را از جای دیگری بدست آورند.

کیفیت خدمات شما چگونه است؟ آیا کسی می تواند کار شما را انجام دهد؟ آیا کار شما عالی است؟

 

6. خیال لازم است

جیمز آلن می گوید: "خیالی که شما در ذهنتان آن را می ستایید، ایده آلی که در صدر قلبتان می نشانید، همان چیزی است که زندگی تان را با آن می سازید و تبدیل به همان می شوید".

برای موفق شدن، باید به موفقیت فکر کنید. فقط از راه تعمق در موفقیت است که می توانید آرزوی موفق شدن را خلق کنید. باید خیال واضحی از آنچه دوست دارید بدست آورید داشته باشید. این آرزو و خواسته باید شما را از پا درآورد. اگر این آرزو شما را از پا درآورد، بالاخره روزی تحقق خواهد یافت.

 

7. به سمت موفقیت بروید

ماروا کالینز می گوید: "موفقیت به سمت شما نمی آید شما باید به طرفش بروید".

موفقیت از آسمان در آغوش شما نمی افتد؛ باید به دنبالش بروید. باید تعقیبش کنید. باید بیشتر از هر چیز دیگری آن را بخواهید. یک فرد تنبل موفق نخواهد شد، فقط کسانی که می خواهند کار کنند، کسانی هستند که می خواهند به سمتش بروند.

 

آیا می خواهید به سمت موفقیت بروید؟ آیا خیال واضحی از آن دارید؟ آیا آرزوی عطشناکی برای آن دارید؟ آیا می خواهید شکست بخورید؟ اگر اینطور هستید، در مسیر درست موفقیت هستید.

منبع:برترین ها




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چگونه با هر نوع شخصیت موثرترین ارتباط را برقرار کنیم؟

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:جمعه 5 آذر 1395-06:14 ب.ظ


تیپ های شخصیتی,روابط خانوادگی

 

تیپ های شخصیتی مختلف و ارتباط موثر با آنها:هر انسانی در دنیا بر اساس زندگی اش، تجربیاتش و ... شخصیتش به یکی از این مدل ها نزدیکتر است. هدف اصلی، شناخت درست تیپ شخصیتی افراد است و اینکه چگونه با هر فردی ارتباطی موثر برقرار کنیم.

همه ما آدم ها بنا به نیازهایی که داریم هر روز با افرادی در محل کار، تحصیل، خیابان، مترو، اتوبوس، مغازه و ... در ارتباط هستیم. گاهی در اولین برخورد یا اولین نگاه احساس بدی به ما دست می دهد و همین باعث می شود ادامه ارتباط باعث بحث و جدل شود و به هر دلیلی به مقصودمان نرسیم.

ممکن است شما در روابط خانوادگی دچار مشکل شده باشید. در صورتی که نیازمند ادامه ارتباط هستید، از طرفی گرفتار حرف و حدیث هایی شده اید که هیچ وقت تمامی ندارد و در هر بار ارتباط باعث گرفتاری های بیشتر شما می شود.

 

به راستی مشکل کجاست؟ مشکل شمایید؟ مشکل آنها هستند؟

گاهی پاک کردن سوال، راه حل مشکل نیست. بارها دیده اید که حتی قطع رابطه اوضاع را نه تنها بهتر نکرده بلکه بدتر نیز کرده پس چگونه باید بر این دسته از مشکلات فائق آمد؟

می خواهیم شما را با راه حل های علمی آشنا کنیم. هر فردی مدل شخصیتی ویژه خود را دارد و با توجه به مدل شخصیتی اش با هر موضوعی یا شخصی رفتار می کند. ممکن است این سوال برایتان پیش آید که به تعداد افراد روی زمین مدل شخصیتی وجود دارد و شما نمی توانید تمام عمرتان را صرف شناخت آنها کنید. اخیرا روش نوینی در شخصیت شناسی با نام اینیاگرام ارایه شده است، یعنی مدل نُه گانه که افراد به 9 تیپ شخصیتی تقسیم می شوند که خود این 9 دسته نیز در 3 دسته: 1- احساسی، 2- فکری و ذهنی، 3- جسمی و حرکتی قرار دارند.

به طور کلی هر انسانی در دنیا بر اساس زندگی اش، تجربیاتش و ... شخصیتش به یکی از این مدل ها نزدیکتر است. هدف اصلی، شناخت درست تیپ شخصیتی افراد است و اینکه چگونه با هر فردی ارتباطی موثر برقرار کنیم.

در ابتدا به معرفی کامل شخصیت افراد کمال طلب می پردازیم که بیشترین اشتیاق آنها تمایل به درستی و کمال و بزرگترین ترسشان دارای عیب بودن است.

 

شخصیت کمال گرا

ویژگی ها: افراد متعلق به این تیپ بیشتر اوقات عصبانی هستند، سختگیرند، دایم ایراد می گیرند، انتقاد می کنند، بسیار تمیز و منظم هستند، مودبند، کمی وسواسی هستند، بهترین ها را می خواهند، کیفیت برایشان اهمیت خاصی دارد، برای کمیت ارزشی قایل نیستند، هرگز کیفیت را فدای کمیت نمی کنند، بسیار مسوول هستند، از وجدان اخلاقی بالایی برخوردارند، این افراد صفر و یکی هستند، و بر این باورند که همواره یک راهِ درست برای مواجه شدن با هر مشکلی وجود دارد، ایده آل گرا هستند، ترس از خوب نبودن و کامل نبودن آنها را داغان می کند، برای بهبود بخشیدن به همه چیز تلاش می کنند، مشکل پسند هستند، تعجب نکنید اگر چندین بار برای خرید بروند و دست خالی بازگردند، اصلاح طلبی جزیی انکار نشدنی از وجودشان است، از اینکه با آنها شوخی کنید متنفر هستند و جدیت این افراد ویژگی بارزشان هست.

 

نحوه ارتباط موثر با افراد کمال گرا:

1- هرگز آنان را تحت فشار زمانی برای انجام کاری نگذارید.

2- از آنها ایراد نگیرید، حتی اگر ایرادی هم مطرح است در قالب پیشنهاد عنوان کنید.

3- هرگز آنها را سرزنش نکنید حتی اگر اشتباه کردند.

4- از نظم و دقتشان تمجید کنید

5- با آنها بدقولی نکنید.

 

بُعد مثبت: کارهایی را که نیاز به سازماندهی، نظم و طبقه بندی دقیق دارد بسیار دقیق انجام می دهند. بسیار دقیق، تیزبین، باوجدان، منظم و مبادی آداب هستند.

بُعد منفی: مشکل بزرگ کمال گراها عصبانیت، خشم و کینه است. اهل غر زدن هستند. در دیدن مشکلات و ایرادها بسیار حرفه ای اند.

 

برخی از شغل های مناسب:

- وزیر، معاون اداری

- مدیر اجرایی، مدیر فنی

- حسابدار

- برنامه ریز مالی، مشاور

- برنامه ریز شهری

- دادستان

- برنامه نویس کامپیوتر

- جراح

 

شخصیت کمک گرا، امدادرسان و مهربان

ویژگی ها: افراد متعلق به این گروه شدیدا مهربان هستند و عاشق کمک کردن به دیگران. اغلب برای کمک منتظر درخواست دیگران نیستند و به محض اینکه احساس کنند جایی حضورشان نیاز است درنگ نمی کنند. همیشه به فکر دیگران هستند. دیگرخواهی این افراد بر خود اولویت دارد به گونه ای که اول نیازهای دیگران را می بینند و سپس خود را. این افراد دوست دارند مشکلات دیگران را حل کنند و برای این کارشان مورد توجه و قدردانی قرار گیرند. کمک گراها بسیار مهمان نواز، خونگرم و دوست داشتنی هستند. آنها دوستان بسیاری دارند، خوش قلب، احساساتی، دلسوز و سخاوتمند هستند.

 

نحوه ارتباط موثر با افراد امدادرسان:

1- با آنها مهربان باشید. از کارهایشان قدردانی کنید.

2- کمک گراها در دایره توجه قرار دارند. در ارتباط با یک فرد کمک گرا بی توجه و غافل نباشید چون سریع ناراحت می شوند و غصه می خورند.

3- حساس هستند. مواظب باشید به احساسات آنها خدشه وارد نشود.

4- از آنها، خوبی ها و نکات مثبتشان جلوی جمع تعریف و تمجید کنید.

 

بُعد مثبت: برونگرا، خوش قلب، معاشرتی، اهل جمع و گروه، مسوولیت پذیر و بسیار دست و دلباز و تعارفی است.

بُعد منفی: بسیار دگرخواه است و خود را فدای دیگران می کند. دائم به نیازهای دیگران توجه دارد و می خواهد نیازهای آنان را حل کند. گاهی در این مسیر افراطی عمل می کند.

 

برخی از شغل های مناسب:

- معلم

- طراح مُد

- فروشنده

- پیشخدمت

- طراح گرافیک

- مامور آتش نشانی

- پرستار

- برنامه ریز عروسی

- امدادگر

- خدمات پس از فروش، پیگیری رضایت مشتریان

 

شخصیت موفقیت طلب

ویژگی: افراد متعلق به این گروه پرانرژی، فعال، کاردان، هدفگرا و با اعتماد به نفس هستند. این افراد دوست دارند مفید واقع شوند و یک لحظه هم بیکار نمانند. برای آنها مهم است که موفق باشند. موفقیت های دیگران را با خود می سنجند و ارزش گذاری می کنند. این افراد به دلیل توانایی فوق العاده در روابط اجتماعی نزد مردم بسیار محبوب هستند، بزرگترین ترس این افراد احساس پوچی و بیهودگی است.

خواستار موفقیت هستند تا بتوانند به گونه ای خود را نشان دهند. آنقدر به فکر خواسته ها و اهدافشان هستند که گاهی وجود خود را فراموش می کنند، حتی ممکن است به جسمشان صدمه وارد کنند. به خوبی آموخته اند آنچه برای دیگران مهم و با ارزش است چیست و آن را انجام می دهند. می ترسند اگر موفق نشوند تحقیر شوند. علاقمند به جمع کردن مدارک گوناگون هستند.

 

نحوه ارتباط موثر با افراد موفقیت طلب:

1- به آنها احترام زیادی بگذارید. آنها همانند امدادگراها توجه طلب و تایید طلب هستند. از موفقیت هایشان نام ببرید، در حضور دیگران آنها را به خاطر موفقیت ها، تلاش ها و پیشرفت هایشان تمجید کنید. حواستان باشد سعی نکنید فیلم بازی کنید چون سریع متوجه می شوند زیرا افراد تیزی هستند.

2- از این افراد خرده نگیرید. اگر ایرادی وجود دارد بهتر است تشویقی مطرح کنید.

3- اگر در مواجهه با مساله ای موفق نیستند، موضوع را از بعد مثبت شروع کنید و از تلاشی که برای آن کرده اند صحبت کنید، با این کار نیروی دوباره می گیرند و این بار قطعا موفق می شوند.

4- از سرزنش و تحقیر کردن آنها به هیچ نتیجه ای نمی رسید.

 

بُعد مثبت: آدم های سریعی هستند. شدیدا انعطاف پذیرند. وقتی تصمیم بگیرند چیزی را به دست بیاورند معطل نمی کنند و به دنبال کسب نتایج هستند.

بُعد منفی: خودشان را با موفقیت هایشان می سنجند. در اثر تلاش و کوشش و کار زیاد خود را فراموش می کنند.

 

برخی از شغل های مناسب:

- نوازنده، بازیگر

- مدیر روابط عمومی

- وکیل

- معاون اجرایی

- دستیار شخصی افراد بانفوذ، قدرتمند یا معروف

- نویسنده

- فروشنده، بازاریاب

- فعال سیاسی یا سیاستمدار

سخنران الهام بخش

- مربی کسب و کار و مشاور زندگی

منبع:برترین ها





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

با روش های زیر شادتر زندگی کنید

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:جمعه 5 آذر 1395-06:13 ب.ظ



شاد زندگی کردن,روشهای شاد زندگی کردن,شیوه زندگی

 

با روش های زیر شادتر زندگی کنید

در هر فصل و هوایی اعم از بارانی، آفتابی یا برفی، سعی کنید با طبیعت ارتباط برقرار کنید. این کار را می توانید با پیاده روی در طبیعت یا نوشیدن چای در حیاط منزل محقق کنید.

 

در این روزها مشغله کاری به قدری زیاد است که ممکن است برای انجام کارهای شخصی فرصت کافی نداشته باشید، چه برسد به این که بخواهید تغییرات عمده ای در شیوه زندگی خود اتخاذ کنید.بنابراین بهتر است ابتدا گام های کوچکی بردارید تا با مشاهده نتایج یک ،دو تغییر کوچک به ایجاد تغییرات بزرگ تر امیدوار شوید.در این مطلب به چند راهکار اشاره شده است که از طریق آن می توانید تغییراتی را در زندگی خود ایجاد کنید که شادی و نشاط شما را به همراه بیاورد.

 

قبض ها را سریع پرداخت کنید

عقب انداختن پرداخت قبض فقط مشغله ذهنی شما را بیشتر می کند. با پرداخت قبض در فرصت اولیه هم فکرتان آزاد می شود و هم می توانید برای پول باقی مانده برنامه ریزی کنید.

 

برای خود وقت مناسب اختصاص دهید

همان گونه که باتری هر نوع وسیله ای به شارژ مجدد نیاز دارد، ما انسان ها نیز نیاز به استراحت و فعالیت هایی داریم که انرژی مان را تامین کند. در این زمینه به پیاده روی، ورزش، حمام آب گرم و ... بپردازید.

 

طبیعت گردی

در هر فصل و هوایی اعم از بارانی، آفتابی یا برفی، سعی کنید با طبیعت ارتباط برقرار کنید. این کار را می توانید با پیاده روی در طبیعت یا نوشیدن چای در حیاط منزل محقق کنید. این کار حتی اگر کوتاه مدت باشد باعث افزایش احساس نشاط و انرژی در شما می شود.

 

موفقیت های خود را جشن بگیرید

گاهی مشغله های کاری اجازه نمی دهد که از کسب موفقیت لذت ببرید اما باید از موفقیت های خود هر چند کوچک لذت ببرید.

 

سطل آشغال را خالی کنید

با خالی کردن سطل آشغال و نظافت منزل احساس سبکی پیدا می کنید.

 

استفاده از خودروی دوستان یا وسایل نقلیه عمومی

به جای این که از خودروی شخصی برای رفتن به محل کار استفاده کنید با همکاران قرار بگذارید تا از خودروی یک نفر استفاده کنید و یا با وسایل نقلیه عمومی به محل کار بروید.

 

پرداخت نقدی

همراه داشتن کمی پول نقد در هنگام خرید به شما کمک می کند که حساب شده پول خرج کنید. بنابراین بعضی مواقع قبل از خرید، پولی را که نیاز دارید به همراه داشته باشید این امر مانع از پول خرج کردن غیرضروری شمامی شود.

 

به سفر بروید

برای مسافرت کردن پس انداز کنید نتایج بررسی ها نشان می دهد، مسافرت به مدت ۲ هفته برای رفع خستگی ضروری است. سعی کنید این تعطیلات را در فضای آزاد و طبیعت بگذرانید تا خطر حمله بیماری قلبی عروقی کاهش پیدا کند.

 

لباس ها را در هوای آزاد آویزان کنید

آویزان کردن لباس ها در هوای آزاد باعث می شود رطوبت لباس ها کاملا خشک شود و میکروب ها از بین برود.

 

زمان صرف غذا وسایل الکترونیکی را قطع کنید

هنگام صرف غذا به صورت دسته جمعی، از اعضای خانواده بخواهید تلفن ها را خاموش کنند.

 

یک هدف مالی را روی کاغذ بنویسید

یک هدف مالی را مشخص کنید و به صورت نوشته آن را تایید کنید به عنوان مثال، «پرداختن وام به پایان رسیده»، این تاییدیه را روی یخچال بچسبانید تا همیشه جلوی چشم شما باشد. این کار به شما کمک می کند تا در آینده این امر را به واقعیت تبدیل کنید.

منبع : khorasannews.com




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4