تبلیغات
تغییر زندگی - مطالب تست های روان شناسی

چه کنیم همیشه شاد باشیم؟

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:پنجشنبه 4 آذر 1395-02:31 ب.ظ


راههای شاد بودن

عوامل زیستی و روانی، هر دو در شاد بودن دخالت دارند

 

خیلی‌ها ذاتا آدم‌های شادی هستند. به هر بهانه‌ای می‌خندند، وجودشان سرشار از انرژی مثبت است و همیشه و در هر شرایطی چهره شان متبسم است و برخی نیز کاملا برعکس... .

 

بررسی روان‌شناسان و روان پزشکان ثابت کرده است که عوامل زیستی و روانی، هر دو در شاد بودن دخالت دارند یعنی هم ژنتیک و محیط خانواده و هم جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، می‌تواند بر احساس شادمانی ما اثرگذار باشد، اما آیا ما می‌توانیم انتخاب و تلاش کنیم که شادتر باشیم یا نه؟ و تا چه حد سبک زندگی و رفتاری که برمی‌گزینیم، تعیین‌کننده شادمانی ماست؟

 

دکتر رحیم‌نیا، روانپزشک، معتقد است: بسیاری از مطالعات نشان می‌دهد که نهایتا نگاه خود ما به دنیا، به خودمان و به آینده است که تعیین‌کننده میزان شادمانی ماست. بر این اساس، با تغییر نگرش می‌توانیم زندگی شادتری داشته باشیم. فقط باید راهکارهای عملی برای شادتر زیستن را یاد بگیریم و آنها را به کار ببندیم.

 

این فلوشیپ اختلالات روان تنی تاکید می‌کند: یکی از مهم‌ترین راه‌های شاد زیستن، آرزوپردازی، برنامه‌ریزی و گام برداشتن در مسیر آرزوهای شخصی است. البته بسیاری از عوامل تعیین‌کننده شادی در اختیار ما نیستند (مانند نقشی که هورمون‌ها یا مزاج در شاد بودن دارند)، ولی ما می‌توانیم با تغییر در نگرش و عملکرد، سهم مهمی در شادزیستن خودمان داشته باشیم.

 

شادی در ژن شماست 

بی‌شک نمی‌توان منکر شد که بعضی افراد، ذاتا شادتر از دیگران هستند و با مسائل ساده‌،‌ احساس سرخوشی و شادی می‌کنند و برخی دیگر، براحتی احساس شادی نمی‌کنند.

 

لاریجانی، روان‌شناس بالینی می‌گوید: در عین این که شغل ثابت، درآمد کافی و زندگی خانوادگی رضایت‌بخش، مولفه‌های مهمی در احساس شادی فرد هستند،‌ اما تحقیقات زیادی نشان داده است که احساس شادی می‌تواند به زمینه ژنتیک فرد هم مربوط باشد. در واقع تا حدی احساس شادی به شخصیت و عوامل ژنتیک فرد برمی‌گردد. اگر احساس شادی نمی‌کنید الزاما اتفاق غیرعادی نیفتاده، اما راه‌هایی وجود دارد که می‌توان با کمک آنها احساس شادی خود را افزایش داد.

 

تلاش فراوان و توقع اندک 

به گفته دکتر رحیم‌نیا، افرادی که برای کمترین تلاش‌های خود، انتظارات فراوان دارند، کمتر از دیگران از زندگی‌شان راضی و خوشحال خواهند بود. پس اگر می‌خواهیم زندگی شادتری داشته باشیم،‌ باید از توقعاتمان کم کنیم و بر سعیمان بیفزاییم.

 

لاریجانی می‌افزاید:‌ باید به خودمان و تفریحات خاص خودمان و ورزش نیز بپردازیم. همیشه لازم است وقت‌هایی را برای این گونه فعالیت‌ها بگذاریم. اشتغال زیاد به مسائل زندگی باعث می‌شود از تفریح کردن غافل شوید. پس در هر شرایطی که هستید،‌ بخشی از روز را به تفریح و بازی اختصاص دهید.

 

با افراد شادتر در ارتباط باشید 

یادتان باشد، ‌افسرده دل افسرده کند انجمنی را یعنی شادمانی هم به اندازه افسردگی مسری است.

 

بر این اساس، دکتر رحیم‌نیا می‌گوید: افرادی هستند که مجاورت آنها به ما انگیزه و امید و اعتماد به نفس می‌دهد. معاشرت با اینها، گوهری گرانقدر است که ما را پر از انرژی می‌کند. یادمان باشد،‌ ما هم در قبال دیگران همین وظیفه را داریم. گاهی با یک جمله زیبا می‌توانیم اطرافیانمان را شاد کنیم؛‌ مثلا با گفتن نظر مثبتمان درباره زیبایی یا هوش یا متانت آنها یا این که مرتب به یادشان بیاوریم که چقدر دوستشان داریم.

 

لاریجانی در این باره می‌افزاید: ممکن است افراد خوبی اطراف شما باشند که از آنها فاصله گرفته‌اید. ارتباط بیشتر با افراد صمیمی، حس آرامش و امنیت را بالا می‌برد و باعث بهبود خلق می‌شود. پس دوستان خوب قدیمی را کنار نگذارید و با آنها حتی به صورت تلفنی در ارتباط باشید. از افرادی که به شما حس منفی می‌دهند،‌ پرهیز کنید. آنها زندگی را برای شما سخت می‌کنند.

 

رازهای شاد بودن

با افراد شادتر در ارتباط باشید

 

با ترس‌هایمان بجنگیم 

شاید باورش دشوار باشد، ولی هنوز افرادی هستند که از ترس چشم خوردن، خودشان را از برخورداری از بسیاری داشته‌هایشان محروم می‌کنند؛‌ مثلا ترجیح می‌دهند منزل کوچک‌تری داشته باشند، با وجود این که استطاعت خانه بزرگ تر را دارند، مبادا که چشم بخورند!

 

دکتر رحیم‌نیا با بیان این مطالب می‌گوید: غلبه بر ترس‌های بی‌مورد، گامی به سوی شادکامی است.

 

نقش قربانی را کنار بگذارید 

یکی از رایج‌ترین مانع‌ها در برابر شادبودن، جاذبه‌ای است که در داشتن نقش قربانی نهفته است. جمله «فقط به خاطر بچه‌هام، بیمارانم، کشورم، و...» را زیاد می‌شنویم.

 

دکتر رحیم‌نیا معتقد است: در این نوع فرهنگ، رنج کشیدن نه‌تنها به یک ارزش تبدیل می‌شود، بلکه به آن یک معنای ثانوی فداکاری هم اضافه می‌شود. مشکل اینجاست که گویی اگر در زندگی‌مان جایی را برای لذت بردن و شادبودن خودمان داشته باشیم، دیگر نمی‌توانیم آن تصویر معنوی فداکار را داشته باشیم. بنابراین ترجیح می‌دهیم خودمان را از بسیاری خوشی‌ها محروم کنیم.

 

غذاهای شادی‌آور بخورید 

امروزه درباره رابطه بین مواد غذایی و اثر آنها بر مغز بررسی‌های زیادی شده است و چند ماده موثر که خلق را بهبود می‌بخشند و احساس شادی را بیشتر می‌کنند، پیدا شده‌اند.

 

به گفته لاریجانی،کلسیم، آهن، امگا3 و اسیدهای چرب، ویتامین B6، B12، کروم، منیزیم، ویتامین D و روی با تاثیراتی که بر مغز دارند، باعث افزایش حس سرزندگی و خوشحالی می‌شوند .بی شک با خوردن موادی چون گردو، قهوه، شکلات، ماست،سبزیجات و میوه‌ها بویژه زردآلو، انار، تربچه، قارچ و چای سبز می‌توانید شادی‌تان را افزایش دهید.

 

منتظر نباشید که شادتان کنند 

برای شاد بودن، وجود شرایط خاص یا افراد خاص ضروری نیست و هیچ کس قادر نیست ما را شاد کند، مگر خودمان.

 

افرادی که ناخودگاه خود را شایسته شادی نمی‌دانند، تلاشی برای به دست آوردن آن نمی‌کنند. عده‌ای آن را محصول شانس می‌دانند و باور ندارند خودشان می‌توانند شادی را به زندگی خود بیاورند، اما واقعیت این است که خود ما در شاد بودنمان خیلی نقش داریم. اگر همه کارها و فعالیت‌های خود را محدود به یک نفر یا یک کار کنیم، این وضعیت باعث نگرانی مداوم از دست دادن می‌شود که به نوبه خود، حس شادی و لذت بردن را به طور چشمگیری کاهش می‌دهد. پس بهتر است برای شاد بودن، فعالیت‌های مختلف و روابط متنوع داشته باشیم.

 

به یاد داشته باشید که اگر فکر کنید باید فلان شغل یا موقعیت یا ماشین را داشته باشید تا شاد باشید، شادی امروزتان را از دست می‌دهید.

 

منبع: جام جم آنلاین

 



نوع مطلب : تست های روان شناسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خودشناسی دختران

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:چهارشنبه 3 آذر 1395-02:26 ب.ظ


 

خودشناسی

 

- چگونه می توان به دختران جوان کمک کرد تا به روان سالم دست یابند؟ در این مورد شما تجارب خاصی دارید؟

 

دراین مورد تجربیاتم با دخترها چندان متفاوت از پسرها نبوده است. البته باید بگویم خود بخود سرو کارم بیشتر با خانمها بوده است. به نظرمی آید که در کار من بیشتر خانمها برای روان درمانی مراجعه می کنند تا آقایان. دلیلش این است که خانمها از نظر احساسی با خود نزدیکترند و احساسات خودشان را بیشتر می شناسند. در موارد آسیب پذیر، از نظر احساسی کمتر حالت دفاعی دارند. برای همین است که آنها بیشتر مراجعه می کنند.

 

 

با این وصف، خانمها چگونه می توانند خود را بهتر و بیشتر بشناسند؟

 

اول در مورد انسانها صحبت می کنیم بعد می رسیم به دخترها و خانمها. اصولاً برای اینکه کسی خود را بشناسد باید ببیند که در زندگی اش چقدر راحت، شاداب و خوشحال است. سفر خودشناسی از اینجا شروع می شود. اگر کسی واقعاً خوشحال است و احساس رضایتمندی از زندگی اش می کند، این نشانه آن است که خود را می شناسد و خود واقعیش را زندگی می کند و جوانب مختلف خود واقعی اش را در زندگی تجربه و ارضاء می کند.

 

بررسی اینکه آیا یک آدم واقعاً خوشحال است یا خیر و از زندگی اش واقعاً راضی است یا نه، خود یک سوژه است. چون خیلی از افراد ممکن است به عنوان مثال احساس تفاهم با اطرافیانشان ، با جامعه شان و با خانواده و نزدیکانشان را نشانه خوشحالی خود بدانند، چون پرخاشگری و دعوایی در کار نیست، این را با خوشحالی اشتباه بگیرند. در حالی که درخیلی از مواقع این تفاهم به خاطر این است که ما تسلیم شده ایم و خود واقعی مان را سرکوب کرده ایم .

 

در اینجا ما یک خود کاذب داریم که با کمک آن خود را با چیزهایی که آدمها از ما می خواهند تطبیق می دهیم.

 


آیا ممکن است برعکس این مطلب هم باشد، یعنی بقیه با ما سازش کنند و ما از هر جهت احساس رضایت کنیم؟


بله ممکن است این هم باشد، در هر صورت تشخیص این مطلب خیلی مهم است که ما واقعاً چقدر شادیم.

 

به عنوان یک متخصص می توانید برای این شادی و رضایت، شاخصها و تعاریفی ارائه کنید؟ به عنوان مثال اگر از فرد تازه ازدواج کرده ای بپرسید آیا واقعاً را ضی هستی واو پاسخ دهد؛ بله،ممکن است بنا به دلایلی که برایتان در حیطه حرفه ای مهم است بخواهید او را د راین زمینه بسنجید ، برای این سنجش چه شاخص هایی را به کار می گیرید؟

 

- اولین شاخص همین احساس رضایتمندی عمیق قلبی است. یعنی احساس کنید دلتان سنگین نیست، احساس کمبود نکنید. احساس کنید که از زندگی می توانید لذت ببرید. از زمان حال می توانید لذت ببرید. فقط به امید آینده نیستید. توانایی تفریح کردن و از این تفریح لذت بردن را دارید. توانایی بازی کردن را دارید. توانایی دارید از ارتباطات خود احساس نزدیکی و صمیمیت واقعی بکنید.

 

بتوانید دراین دنیا با یک نفر آنقدر نزدیک باشید که همه چیزتان را به او بگویید و امن باشید. حس کنید این آدم از مطلب سوء استفاده نخواهد کرد. احساس کنید شما را می پذیرد با تمام کمی ها و کاستیهایتان . یعنی احساس کنید که کسی هست که با او خود واقعی تان باشید.

 

شاخصهای دیگر و غیر مستقیم این است که فردی که احساس رضایتمند ی دارد، شبها خوب وراحت می خوابد و صبح که بیدار می شود احساس می کند خسته نیست، اشتهایش خوب است، خوابهایی که می بیند خوابهای پریشان نیستند که او را از خواب نیمه شب بیدار و ناراحت کند، خواب ترسناک و وحشت آور نمی بیند. مثلاً این شخص ازدواج کرده، در ارتباطات فیزیکی با همسرش احساس رضایت می کند و در این زمینه مشکلی ندارد. این علامتها را باید در سنجش شادی و رضایت توجه کرد.

 

اگر فردی بداند که دنبال چه چیزی است، خواسته، آرزو، نیاز و یا هدفش چیست، صرف نظر از آنکه چه مقدار به آن دست یافته است، آیا خود دانستن این هدف و خواسته، شاخصی از سلامت روان است؟

 

- صد در صد. نه تنها اینکه بداندچه می خواهد و نیازهایش چیست، بلکه باید بتواند با احساساتش درتماس باشد. بسیاری از مواقع ما متوجه می شویم که آدمها با احساس نارضایتی، با ناراحت شدنها و کمبودهایشان درتماس نیستند.

 

نمی دانند که ناراحت هستند. نمی دانند که چیزی درزندگی آنها کم است. نمی دانند که راضی نیستند. نمی دانند که غمگین هستند. نمی دانند که در ترس و وحشت و ناامنی هستند. نمی دانند که در احساس حسادت و حسرت و غبطه خوردن در زندگی های ناکرده شان هستند.

 

 

منظور شما این است که همین اندازه دانستن یک مرحله خوب در خودشناسی به حساب می آید، یعنی اینکه انسان بداند آنچه را می خواهد و ندارد، چیست ؟

 

بله، بداند که چه ندارد. اتفاقاً در اینجا یک مسئله جالب پیش می آید و آن در رابطه با دخترهای فراری است. زمانی که در مرکز ریحانه با آنها کارمی کردیم، می دیدیم گاهی مواقع از نظر برخوردی یا نگرشی در رابطه با این دخترها گرایشی دربزرگسالان وجود دارد که خود آنها مقصر و یا دچار بعضی بیماریهای روانی شناخته می شوند یا به طور کلی می گویند خودشان ناسازگاربودند واین عمل را انجام دادند. من در تجربه ام با این دخترها متوجه یک بخش سالمی از وجود آنها شدم. در واقع آن بخش سالم آنها بوده که توانسته است تشخیص دهند این خانواده سالم نیست و باید خود را از این خانواده نجات دهند.

 

من از این بخش سالم استفاده می کردم برای اینکه به آنها کمک کنم این نقطه قوت را بشناسند وبه این بخش در خودشان اعتقاد پیدا کنند و از این بخش استفاده های دیگری در راستای کارهای سازنده تر داشته باشند. ازجمله اینکه د رارتباطات دیگری که درخارج از خانه دارند مراقب خود باشند. همانطوری که به خاطر مواظبت از خودشان بوده که از آن پدر، عمو یا یک فرد متجاوز خانواده یا فامیل فرار کرده اند.

 

آیا فکر نمی کنید این مسئله را باید به غیر از دخترها به بزرگترها و جامعه هم بباورانیم که این دخترها اصولاً و ذاتاً بد نیستند و این احساس بی اعتقادی به خود و احساس بد بودن است که آنها را به سوی رفتارهای نامطلوب سوق می دهد و امکان فرار مجدد را برای آنها فراهم می آورد؟

 

الان صدا و سیما به نحو احسن این کار را انجام می دهد. این همه تمرکز روی روان شناسی و برنامه های روان شناختی که تمام کانالها دارند، اصولاً فوق العاده و بی سابقه است. من که در هیچ جای دنیا ندیده ام .البته در این برنامه ها اگر صحبتها و سوالها عینی تر وملموس تر شوند، خیلی بهتر است . اگر مقداری درباره مسایل عاطفی ریز درون خانواده، صحبت و برای حل آنها کمک شود. می توان برنامه های مفیدتری هم داشت، طوری که سایرین هم از این کار الگو بگیرند. اگر در برنامه هایی، خود زوج یا مجموعه خانواده در تلویزیون ظاهر و حاضر به صحبت شوند و درجلسات مشاوره زنده ( مثلاً در پشت پاراوان بدون آنکه چهره شان معلوم باشد) حرف بزنند، کمک بزرگی به خانواده های دیگر می شود.

 


آیا شما خواسته های افراد را هم بررسی می کنید؟


مسلماً بعضی از خواسته ها، خواسته "خود" واقعی نیست؛ بلکه خواسته های " خودکاذب" است، مثل خواسته تایید شدن همیشه و صد درصد از بیرون. فرد یاد گرفته که همیشه عزت نفس خود را توسط تایید شدن از بیرون تامین کند. این تقصیر خود او نیست که این طور شده . از کودکی مدام به او گفته اند که اگر می خواهی دختر خوبی باشی کاری را که من می گویم بکن .

 

او یاد نگرفته همانی که هست، کافی و خوب است. وقتی کودکی این پیام را از بیرون می گیرد که هر جور باشد، کافی وخوب است و پدر و مادر او را دوست دارند، آن وقت دوست داشتن بی قید و شرط را در اوایل زندگی یاد می گیرد وبه صورت خودکار آن را به دیگران منتقل می کند. ما آدم ها به گونه ای ساخته شده ایم که وقتی دوست داشتن بی قید و شرط را در زندگی دریافت کنیم به طور طبیعی یک دگر خواهی وتوجه و مراعات به دیگران درما رشد می کند.

 

 

آیا این که فرد می خواهد همیشه از بیرون تایید بشود، مثالی ازخود کاذب است؟


دقیقاً! خیلی وقت ها ما از بچه ها توقع بیخود داریم . مثلاً در مورد درس خواندن و نمره ۲۰ گرفتن ؛ معلوم نیست نمره بیست خواسته چه کسی است؟ آن قدر خواسته خود بچه ها و پدر و مادرشان مخلوط شده که معلوم نیست، این خواسته خودشان است یا خواسته پدرو مادرشان. این خود واقعی بعد از مدتی آنقدر دفن می شود که دیگر دسترسی به آن ممکن نیست.

 

لازم است که پدرومادرها ویژگی های کودکشان را که از دیگران متفاوت است کشف کنند تا او بتواند با این ویژگی های خلقی زندگی کند. آنها باید بدانند کودکشان جدی یا شوخ طبع است ، بازیگوش یا آرام است وبه طور کلی به او فرصت بدهند همان " خود" ی را که هست، ابراز کند.

 

خیلی از پدرو مادرها ازاین که کودک خودش باشد، می ترسند. اشتباه در تجربه "من" هیچ گاه ، اتفاق نمی افتد، مگر این که کودک الگو های بدی از پدر و مادرش گرفته باشد یا این که با محبت و علاقه واقعی بزرگ نشده باشد. فقط دراین صورت است که کودک درارضای خواسته های واقعی خود، به خطا می رود.

 

خودشناسی

 

فرق نیاز واقعی و نیاز کاذب چیست؟


فرد باید وقتی کاری را انجام می دهد، به خود نگاه کند، ببیند آیا این کار را برای راضی نگاه داشتن پدر و مادر انجام می دهد. این راضی نگاه داشتن ممکن است خیلی ظریف و پنهانی و به صورت تشویق انجام شود.

 

تشویقی که درحقیقت تهدید است اما خیلی پنهان. مثلاً نوجوان وقتی به مادر می گوید می خواهد به خانه دوستش برود، ظاهراً مادر اعتراض نمی کند، ولی او متوجه می شود که مادر کمی غمگین می شود و در خودش فرو می رود. همین امرباعث احساس دلسوزی برای ما در می شود ونوجوان به خانه دوستش نمی رود. در خانه نزد مادر می ماند که او تنها نباشد.

 

در واقع مادر به نوجوان وابسته است و این نوجوان می فهمد، ولی نمی تواند بیان کند او فشاری را حس می کند، خود را ناجی مادر می داند. اینها را فقط ما - متخصصان - می توانیم دریک فرآیند خانواده درمانی به کلام در آوریم . آنجاست که وقتی این مسایل رو می شود، بچه کمی احساس درک شدن می کند، احساس می کند که دردش شنیده شده است.

 

وقتی مادری سرد است، قهر کرده یا مثلاً دیگر جوان را تحویل نمی گیرد، این تهدید کننده است.

 

گاهی نوجوان احساس می کند که عامل عزت نفس پدر و مادر شده است؛ به او این گونه باورانده اند که اگر موفق باشد، آنها بالا می روند و اگر موفق نباشد ، باعث سرافکندگی خانواده خواهد شد. یا اگر آنها درطول زندگی موفق نشده اند، کودک باید آن را جبران کند. تمام این مسایل باعث می شود که کود ک و نوجوان از همان ابتدا یاد بگیرد که به احساسات بیرون از خود توجه کند.

 

 

این مسائل ازکی شروع می شود؟


اوایل کودکی، یعنی از ۵-۴ سالگی شروع می شود و به همین شکل ادامه پیدا می کند، تا آنجا که به دختری ۱۶-۱۵ ساله تبدیل شده، که آن قدر روی احساس بیرون ازخود متمرکز شده که از خود کاملاً دور شده است، به طوری که اصلاً نمی داند چه می خواهد، "چه " و " که " هست ، و " چه کسی" قرار است بشود؟

 

در این گونه موارد سناریو به این شکل است که معمولاً مادر زنگ می زند و می گوید که دخترم مسئله ای دارد که مایلم او را نزد شما بیاورم تا درستش کنید . من درابتدا می گویم که تشریف بیاورید، ولی با تمام افرادی که در آن خانواده زیر یک سقف زندگی می کنید.

 

مادر ابتدا تعجب می کند که داستان چیست ؟ چرا همه خانواده را باید بیاورد؟ فقط دخترش مشکل دارد، او درس نمی خواند، غذایش کم شده ، افسردگی پیدا کرده و یا مثلاً از خانه فراری است یا ارتباط تلفنی یا ارتباطات دیگری با پسرها دارد و از این جور مسائل. جلسه اول می آیند. البته پدرمعمولاً نمی آید چون سرکار است. ما همان جلسه اول چهار چوب را عوض می کنیم یعنی برچسبی را که به فرزند خانواده خورده ( مثلا این که تو بیماری و ...) بر می داریم و می گذاریم روی کل خانواده. مثالی که معمولاً در چنین مواقعی برای آن خانواده می زنم ، این است که شما مثل یک بدنی هستید که این بدن سرما خورده و علامتش از یک ناحیه است، مثلاً آبریزش بینی دارد، وقتی که بینی آب ریزش دارد، نمی گوییم که باید بینی را جراحی کنیم؛

 

در واقع بینی اشکال ندارد، کل این مجموعه اشکال دارد.فقط بینی بیماری را نشان می دهد و علامتی است برای مشکل . بیان این مطلب معمولاً به دختری که مشکل خانواده را نشان می دهد، خیلی کمک می کند و تشویق می شود که درجلسات بعدی حضور یابد.

 

 

در این موارد معمولاً برای حل مشکلات خانواده مسوولیتی به جوان می دهید؟


معمولاً نه، من این کار را نمی کنم. فکر می کنم این مسئولیت به اندازه کافی به او داده شده واو هم این مسئولیت را پذیرفته که به اصطلاح بیمار خانواده بشود؛ یک قربانی که حاضر شده خود را به عنوان شخص بیمار قربانی کند تا خانواده از مسائل درونی خود منحرف بشود.

 

جنگ اصلی و مسئله اصلی بین پدر و مادر است. اگر این دختر قربانی شدن را نپذیرد، این پدرومادر با مسایل خودشان مواجه بشوند واین امر باعث نابسامانی پدر و مادر می شود و امنیت آنها را به خطر می اندازد. معمولاً من سعی می کنم که فقط دختر را از این مشکلات بیرون بکشم و این پیغام را به او بدهم که : " تو لازم نیست آن ها را ازمشکلات خودشان توسط مشکلات خودت منحرف کنی . الان تواگر درس نمی خوانی ، شاید به خاطر آن است که می خواهی به تو توجه کنند، ولی این مسئله به تو و آینده ات صدمه می زند. تو اگر واقعاً می خواهی برای خودت زندگی کنی ، درست را بخوان"

 


بنابراین فردی در مقطع نوجوانی یا جوانی می تواند با مراجعه به یک روانکاو، شرایط خود را تغییر دهد؟


بچه هر چه سنش پایین تر باشد، کمتر می تواند خودش این کار را انجام دهد؛ چون هنوز از نظر عاطفی به استقلال لازم نرسیده است. به نظر می رسد که در سنین پایین نقش پدر و مادر با تغییراتی که درجوعاطفی خانواده بوجود می آورند، برای کمک به کودک بسیار مهم است. امید ما این است که این کودک بتواند پدر و مادر خود را تشویق کند که به صورت خانوادگی درجلسات روان درمانی حاضر شوند.

 

در اینجا گفتگوی ما، با دکتر مرادی تمام شد، چون وقت ما تمام شده بود. اما هر دو می دانستیم که حرفهای مهمی در مورد رشد " خود" و " شخصیت" نوجوان و جوان مانده که باید در فرصتی دیگر به آنها بپردازیم . با سپاس از دکتر مرادی که دراین گفتگو شرکت کردند.

 

راستی آیا دوست دارید از خودتان، مسائلتان، ناگفته ها ی درونتان با کسی صحبت کنید؟ اگر می خواهید حرفی بزنید یا بنویسید، ما میتوانیم شنونده وخواننده خوبی برای حرف های شما باشیم.

 

 

 



نوع مطلب : تست های روان شناسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رابطه طول انگشت و خصوصیات جسمی

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:چهارشنبه 3 آذر 1395-02:25 ب.ظ


 

پسران دارای انگشت انگشتری درازتر از انگشت اشاره سریع‌تر می‌دوند و البته قضیه به این جا ختم نمی‌شود نسبت طول انگشتان دست به هم با مجموعه‌ای از خصوصیات مثبت و منفی از باروری و آسیب‌پذیری نسبت به برخی بیماری‌ها تا نمرات امتحانی و صفات شخصیتی ارتباط داده شده است.

انگشت

 

دانشمندان 241 پسر در سنین 10 تا 17 را در یک مسابقه استعدادسنجی در قطر مورد بررسی قراردادند.بر اساس مقاله‌ای که این پژوهشگران در دیلی‌تلگراف منتشر کرده‌اند،‌ پسرهایی که انگشت انگشتریدرازتری داشتند، ‌در همه مراحل مسابقه 50 متر سرعت امتیازهای بالاتری گرفتند.

 

انگشت

 

طول انگشت می‌تواند احتمال بروز پرخاشگری را در مردان (و نه زنان)‌ نشان دهد.بچه‌هایی که انگشت انگشتری درازتری دارند در آزمون‌های ریاضی نمرات بالاتری نسبت به آزمون‌های ادبی و شفاهی به دست می‌آورند‌، در حالیکه بچه‌هایی که انگشت اشاره بلندتری دارند، برعکس درآزمون‌های شفاهی یا خواند و نوشتن نمرات بالاتری از آزمون‌های ریاضی به دست می‌آورند.

 

انگشت

 

اما قضیه به طول انگشت‌ها ختم نمی‌شود.خانم ها توجه کنند اگر انگشت انگشتر (همون دست چپ)بلندتر از انگشت اشاره باشه اون ادم پرخاشگرو عصبی هستش البته بین خصوصیات خوبش حالا اینو ندیده بگیرین دیگه.

 

 



نوع مطلب : تست های روان شناسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شما بخوای ساندویچ بخوری چطور می خوری!؟

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:چهارشنبه 3 آذر 1395-02:25 ب.ظ


 

روانشناسی


خیلی جالب : شما چطور ساندویچ می خوری !!!از شیوه ساندویچ خوردن خود پی به احساسات درونی تان ببرید...یک تحقیق علمی در رابطه با ساندویچ نشان می دهد روش خوردن شما می تواند بیانگر احساسات درونی شما باشد !!!کدام یک از روش های زیر را برای خوردن ساندویچ در نظر می گیرید ؟

از شیوه ساندویچ خوردن خود پی به احساسات درونی تان ببرید


کدام یک از روش های زیر را برای خوردن ساندویچ در نظر می گیرید ؟

*ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم می کنید ؟

*ساندویچ خود را دو لقمه می کنید ؟

*ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر می خورید ؟

*همیشه ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب می گذارید؟

*ساندویچ خود را کاملاْ باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان می خورید ؟

 

 

فال و طالع بینی

چنانچه ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم می کنید :


فردی منظم ، حساس ، دقیق و عاطفی هستید . در واقع نظم در زندگی شما حرف اول را می زند . دیگران به خوبی می دانند که از چه جایگاهی باید با شما وارد سخن شوند . گذشت شما در زمینه های مختلف زبانزد خاص و عام است . صبر و استقامت از دیگر ویژگی های شماست . دیگران برای انجام کارها و رفع نیازهای روزمره خود روی شما حساب می کنند .

 

 

فال و طالع بینی

 

فال و طالع بینی

چنانچه ساندویچ را دو لقمه می کنید :


شما ظاهراْ فردی عجول و نسبتاْ خشن بوده و این خصوصیت راحتی در غذا خوردن را نیز نشان می دهد . ظاهراْ خیلی از خودتان مطمئن هستید و می توان گفت که در اکثر اوقات به خاطر عجول بودنتان بدون مشورت با دیگران تصمیم می گیرید که در بسیاری از موارد عواقب آن را نیز متحمل می شوید . معمولاْ شما فرصت رسیدگی به حرف و سخن دیگران و یا حتی خود را ندارید ، که این نیز ناشی از همان عجول بودن ذاتی شماست

 


فال و طالع بینی

چنانچه ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر می خورید :


به راحتی با دیگران دوست می شوید و خوشرو و دست و دلباز هستید و به رای و نظر فرد مقابل احترام می گذارید و از درگیر شدن با اطرافیان پرهیز می کنید ، آرامش خاصی دارید و دیگران از بودن در کنار شما احساس لذت می کنند

 

 

فال و طالع بینی

چنانچه همیشه ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده آن را در بشقاب می گذارید :


آینده نگری و نگاهی به فردا داشتن از ویژگی های شخصیتی شماست . در هر زمینه ای و برای اقدام در مورد هر مساله ابتدا به عواقب آن اندیشیده و با مروری به آینده حال را برنامه ریزی می کنید . مصمم و هوشیارید و نسنجیده حرف نمی زنید . دیر با کسی دوست می شوید اما دوستی هایتان پایدار است.

 

 

فال و طالع بینی

چنانچه ساندویچ خود را کاملاْ باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان می خوردید :


شخصیتی قابل احترام دارید . سعی می کنید هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نروید . نگاه گیرا و نافذ شما می تواند مخالفانتان را به سرعت سر جای خودشان بنشاند . بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبه های ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آن ها را نیز ببینید . انرژی شما برای یافتن دوستان جدید و کم نظیر نیز مثال زدنی است . در حل مشکلات بسیار ماهر و زبر دست بوده و عاشق رقابت سالم با دیگران هستید .

 



نوع مطلب : تست های روان شناسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تست روانشناسی مخصوص مجردها

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:چهارشنبه 3 آذر 1395-02:24 ب.ظ


در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می دهند هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند، اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می دهند همچنان مجرد بمانند و یا دیر تر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می دهند میل به ازدواج احساس می شود، یعنی زمانی که این احساس در آنها به وجود آمد تشکیل خانواده می دهند... حال شاید شما بپرسید، این نیاز را چگونه باید در وجود خودمان بشناسیم تا ازدواج کنیم... آیا اصلاً چنین احساسی در ما به وجود می آید یا نه؟ تست های زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟

 

تست روانشناسی

تست:

 

1- آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می بینید، غبطه می خورید؟

 

الف) بله

ب) خیر

ج)گاهی اوقات

 

2- آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می بینید، افسوس می خورید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

3-آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می برید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

4- زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید،به خود می گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

5-آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

6- آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

7-آیا تا کنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

تست روانشناسی

 

8- آیا شما موسیقی های آرام گوش می دهید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

9- آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

10- آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ امیدواریم که حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند.

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

11- آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

12- زمانی که پدر مادرتان می گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی کنید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

13- آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می کنید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

14- آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

 

نتیجه:

 

اگر از 14 پرسش بالا به ده گزینه پاسخ بلی داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است و اگر به ده گزینه پاسخ خیر داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج هنوز در وجودتان احساس نشده است و اگر به هفت گزینه پاسخ گاهی اوقات داده اید به این معنی است که هنوز سر در گم هستید و نمی دانید که باید ازدواج کنید یا نه، همچنان مجرد بمانید.

 



نوع مطلب : تست های روان شناسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

میزان محبوبیت شما

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:چهارشنبه 3 آذر 1395-02:23 ب.ظ


بـراى آن کـه بـدانـیـد مـیـزان مـحـبـوبیت شما بین دوستان و خانواده چقدر است به سئوالات زیر پـاسـخ دهـیـد. سپس جواب خود را (بله ـ خیر) با پاسخ ‌هاى صحیح تست که به توسط یکى از اساتید روانشناس دانشگاه ارائه شده تطبیق نمایید.

 

بـراى هـر پـاسـخ صحیح یک امتیاز منظور کنید، هر قدر پاسخ ‌هاى شما بیشتر منطبق با پاسخ ‌هاى صحیح ذیل باشد، بیشتر مورد قبول دیگران هستند. از امتیاز ۱۷ به بالا خوب و کمتر از آن نامطلوب است؛ که باید در این صورت در رفتار خود با دیگران تجدید نظر نمایید.

 

 

۱ـ آیا ایده و یا عقیده خود را در هر مورد آزادانه و بدون اندیشه، بیان مى کنید؟

 

۲ـ آیا نسبت به سه دوست بسیار نزدیک خود، احساس برترى نمى کنید؟

 

۳ـ آیا دوست دارید به تنهایى غذا بخورید؟

 

۴ـ آیا به این قبیل تست علاقه مند هستید؟

 

۵ـ آیا مایلید همیشه درباره آرزوها ـ ناکام ها و گرفتاریهاى خود صحبت کنید؟

 

 

۶ـ آیا داستان ها و وقایع مربوط به قتل و جنایت روزنامه ها را پیش از بقیه مطالعه مى کنید؟

 

۷ـ آیا اغلب وام (قرض ) مى گیرید؟

 

۸ـ آیا از جمله افرادى هستید که دوست دارند در هر معامله اى دانگ (سهم ) خود رابپردازند؟

 

۹ـ آیا وقتى از اتفاق و پیشامدى صحبت مى کنید جزئیات واقعه را شرح مى دهید؟

 

۱۰ـ آیـا از سـر گـرمـى و یـا بـرنـامـه هـاى شـادى کـه در آن هـا مـجـبـور هـسـتـیـد پول بپردازید خوشتان مى آید؟

 

 

۱۱ـ آیا به رُک گویى و یا روراستى خود مى بالید؟

 

۱۲ـ آیا وقتى با کسى وعده ملاقات دارید، او را منتظر مى گذارید؟

 

۱۳ـ آیا واقعا به غیر از کودکان خود، بچه هاى دیگران را نیز دوست دارید؟

 

۱۴ـ آیا از تمسخر دیگران خوشتان مى آید؟

 

۱۵ـ آیا عشق آدم هاى میان سال، را مسخره مى دانید؟

 

 

۱۶ـ آیا تعداد کسانى که از آن ها متنفرید، بیش از هفت نفر هستند؟

 

۱۷ـ آیا کینه دیگران را به دل مى گیرید؟

 

۱۸ـ آیا در گفت و گوهایتان از کلماتى نظیر ((بى اندازه )) ((بسیار بد)) و ((به طور وحشتناک )) استفاده مى کنید؟

 

۱۹ـ آیـا کـسـانـى را کـه در امـر کـتـاب خـوانـى ورزش یـا بـعـضـى مسائل دینى با شما هم عقیده نیستند احمق و نادان مى پندارید؟

 

۲۰ـ آیا به همان اندازه که قولتان را نادیده مى گیرید به قولتان پاى بندید؟(در این مورد خاص دو بار فکر کنید.)

 

 

۲۱ـ آیا از افراد خانواده دوستان و همکاران، رو در رو انتقاد مى کنید؟

 

۲۲ـ آیا موقعى که کارها بر وفق مراد نیست، افسرده شده و روحیه خود را از دست مى دهید؟

 

۲۳ـ آیـا بـه طور کلى از موفقیت دوستان خود البته موقعى که شما در آن موفقیت سهمى ندارید خوشحال مى شوید؟

 

۲۴ـ آیا شما نیز به شایعات جالب ، دامن مى زنید؟

 

 

******************

 

پاسخ ‌ها:

 

 

۱ـ خیر

۲ـ خیر

۳- خیر

۴ـ بله

۵- خیر

 

 

۶ـ خیر

۷ـ خیر

۸ـ بله

۹ـ خیر

۱۰- بله

 

 

۱۱ـ خیر

۱۲ـ خیر

۱۳ـ بله

۱۴ـ خیر

۱۵ـ خیر

 

 

۱۶ـ خیر

۱۷- خیر

۱۸ـ بله

۱۹ـ خیر

۲۰ـ خیر

 

۲۱ـ خیر

۲۲ـ خیر

۲۳ـ بله

۲۴ـ بله



نوع مطلب : تست های روان شناسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...