تبلیغات
تغییر زندگی

چگونه رویاهای مان را در ذهن‌مان تقویت كنیم؟

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:پنجشنبه 4 آذر 1395-03:38 ب.ظ


برآورده شدن آرزو

افراد موفق كسانی هستند كه به دنبال اموری می‌گردند كه انرژی را در آن‌ها دو چندان كند‎

 

حتما شما هم با این گفته موافق هستید كه هر چه قدر كوله‌پشتی‌تان سبك‌تر باشد راحت‌تر از كوه بالا می‌روید و سریع‌تر به قله می‌رسید و یا این‌كه هر چه قدر بار هواپیما كمتر باشد سریع‌تر حركت می‌كند و بیشتر می‌تواند اوج بگیرد. اغلب ما حاضریم پول بیشتری بدهیم و بنزین سوپر بزنیم تا ماشین‌مان كارآیی بهتری داشته باشد. بنابراین چرا از همین فكر و استراتژی برای جسم و روح‌مان استفاده نمی‌كنیم تا بتوانیم سریع‌تر به آرزوهای‌مان دست یابیم.

 

برای سرعت بیشتر به چه چیزی نیاز داریم؟ 

همان‌طور كه قبلا اشاره كردیم هر چه قدر بنزین ماشین تمیزتر باشد، بیشتر طولانی‌تر و سریع‌تر می‌رود و كمتر دود و مواد مضر تولید می‌كند. زندگی ما نیز به همین صورت است. فكر می‌كنید برای داشتن یك زندگی ایده‌آل به چه چیزهایی نیاز دارید؟

 

برای بدن‌تان سوخت مناسب انتخاب كنید 

هنگامی كه یاد بگیریم سوخت جسم و روح‌مان را تمیز و مناسب انتخاب كنیم، بسیار راحت‌تر، قدرتمندتر و سریع‌تر قادریم در مسیر اهداف‌مان گام برداریم و كمتر دچار لغزش و خطا خواهیم شد.

 

به خودتان انرژی بدهید 

بهتر است انسان یاد بگیرد كه به طور مرتب به آمال و اهدافش سوخت و تغذیه مناسب برساند و به آن‌ها رسیدگی كند، نه این‌كه یك عمر در آرزوی چیزی باشد بدون آن‌كه حتی قدمی برای رسیدن به آن بردارد. منظور از سوخت در این‌جا این است كه به هر طریقی كه ممكن است به روح‌مان انرژی بدهیم تا با انگیزه دو چندان و شور و شوق فراوان در مسیر اصلی زندگی‌مان حركت كنیم.

 

علاوه بر جسم، روح‌تان را نیز تغذیه كنید. 

البته من در این‌جا فقط در مورد غذای جسم صحبت نمی‌كنم. روح ما نیز همانند جسم‌مان نیاز به تغذیه و انرژی مثبت دارد. تمامی افكار، گفتار و اعمال دیگران می‌توانند به روح‌مان انرژی داده و یا این‌كه كاملا ما را تخلیه انرژی كنند.

 

افراد موفق كسانی هستند كه در هر لحظه از زندگی و با هر دم و بازدم خود به دنبال روابط و اموری می‌گردند كه انرژی و شور و شوق زندگی را در آن‌ها دو چندان كند. وقتی شما در یك رابطه سرد و خشك قرار دارید و یا از شغل‌تان راضی نیستید و با انجام آن احساس خستگی و درماندگی می‌كنید، بنابراین انتظار نداشته باشید روح‌تان تغذیه سالم و مناسب داشته باشد. بر عكس اگر دوستی داشته باشید كه برای شما ارزش قایل شود و شما را همواره به انجام كارهای خوب و سازنده تشویق كند، شما در زندگی به طور ناخودآگاه به پیشرفت‌های چشمگیری دست می‌یابید. وقتی شما ماموریت زندگی خود را بدانید و در جهت آن گام بردارید، بدون شك از زندگی خود لذت خواهید برد. بنابراین، هرگز تغذیه روح‌تان را فراموش نكنید.

 

غذاهایی بخورید كه راحت‌تر هضم می‌شوند. 

هنگامی كه غذای مناسب صرف می‌كنید، غذا راحت‌تر جذب بدن شده و انرژی كمتری برای هضم آن به كار می‌رود. بنابراین، در این حالت انرژی‌ای كه در عمق وجود خود احساس می‌كنید، مضاعف خواهد شد.

 

به اندازه نیازتان غذا بخورید. 

اگر می‌خواهید كارآیی مغزتان بهتر شود و یا به عبارتی فعال و خلاق‌تر شوید در خوردن غذا افراط نكنید. همان‌طور كه می‌دانید "روزه گرفتن" نیز به همین دلیل توصیه شده است. روزه به ما یاد می‌دهد كه در خوردن غذا زیاده‌روی نكنیم و همواره حد اعتدال را در نظر بگیریم. اگر عادت كنیم غذا را به اندازه نیاز مصرف كنیم چربی در بدن ذخیره نمی‌شود و هم‌چنین میزان انرژی و شادابی در بدن افزایش می‌یابد. در این حالت فكر، بهتر كار می‌كند و فرد راحت‌تر می‌تواند اهدافش را دنبال كند. بنابراین افراط در خوردن، حالت خواب‌آلودگی، سستی و تنبلی و ... را در شخص پدید می‌آورد. البته بهتر است بدانید افراط در هر كاری مضر است. به عنوان مثال اگر بیش از اندازه به فرزندتان دستور دهید و او را محدود كنید، همین زیاده‌روی در او حالاتی مانند افسردگی، اضطراب، نگرانی، غم و نارضایتی از زندگی را پدید می‌آورد. بنابراین برای داشتن یك زندگی شاد و پرانرژی تعادل را در تمامی زمینه‌ها حفظ كنید.

 

با معده خالی بخوابید 

با معده خالی، ذهنی پاك و قلبی آرام به خواب بروید. در این صورت است كه بدن شما به راحتی استراحت كرده و تجدید قوا می‌كند. با خوردن غذای زیاد، بدن‌تان مجبور است تمام نیروی خود را صرف هضم غذا كند. به همین علت است كه صبح‌ها بی‌حال و بی‌انرژی از خواب برمی‌خیزند و از نشاط و سرزندگی كافی برخوردار نیستند. هم‌چنین اگر با ذهنی آشفته و فكری خراب به خواب بروید جای تعجب نیست كه خوابی ناآرام داشته باشید و كابوس‌های شبانه به سراغ‌تان بیاید. متاسفانه در این حالت روح شما این فرصت را نخواهد داشت كه با خداوند ارتباط برقرار كرده و از رهنمودهای او برخوردار شود. بنابراین در چنین حالتی در طول روز كمتر می‌‌توانید برای مشكلات خود راه‌حل‌های مناسب و عقلانی پیدا كنید.

 

تنها موقعی غذا بخورید كه واقعا گرسنه هستید 

هنگامی كه جسم ما از لحاظ بیولوژیكی احساس گرسنگی می‌كند، ما به سمت غذا می‌رویم و نیاز گرسنگی خود را برطرف می‌كنیم ولی باید بدانیم كه بعد روحانی و عاطفی ما نیز نیازهایی دارد كه به هیچ وجه با خوردن غذا برآورده نمی‌شود. بهتر است در موقع غذا خوردن به این موضوع فكر كنید كه آیا واقعا گرسنه هستید یا دچار گرسنگی كاذب شده‌اید (نیاز روحی، عاطفی). وقتی یاد گرفتید تفاوت میان این دو را به خوبی درك كنید، این توانایی را پیدا می‌كنید كه رفتار و اعمال خود را تحت كنترل بگیرید و به طور ناخودآگاه به سمت افراد و اعمالی جذب می‌شوید كه نیازهای روحانی، عاطفی شما را برآورده می‌كنند. بنابراین شما گام به گام به سمت اهداف متعالی خود سوق خواهید یافت.

 

آرزوهای‌تان را مانند غذا در ذهن‌تان بجوید 

سعی كنید وقتی غذا را در دهان خود می‌گذارید، آن‌قدر آن را بجوید تا وقتی وارد معده شما می‌شود به راحتی هضم شود. این عمل باعث می‌شود بدن‌تان كار خود را راحت‌تر انجام داده و انرژی كمتری صرف هضم و جذب غذا كند. در این حالت بدن شما انرژی بیشتری ذخیره كرده و در طول روز شما شادتر و سرزنده‌تر خواهید بود. همین كار را نیز باید در مورد تجربیات و وقایع زندگی خود انجام دهید. در مورد تك‌تك كارهای‌تان به خوبی فكر كنید و تمام جوانب را در نظر بگیرید. آرزوهای‌تان را باید مانند غذا در ذهن‌تان كاملا بجوید تا به تدریج جزیی از وجودتان شود. بنابراین شما با این كار تمام اهداف و آرزوهای مورد علاقه‌تان را به طرف خود جذب می‌كنید.

 

غذاهایی را كه دوست دارید، بخورید 

هرگز فراموش نكنید غذاهایی را بخورید كه كاملا دوست دارید و با افرادی رابطه داشته باشید كه مثبت هستند و انگیزه زندگی كردن را در شما تقویت می‌‌كنند. به عنوان مثال وقتی شما غذای مورد علاقه‌تان را می‌خورید بدن آن را بسیار راحت‌تر هضم و جذب می‌كند. در صورتی كه این اتفاق برای غذایی كه دوست ندارید، نمی‌افتد و در عین حال انرژی زیادی نیز از دست خواهید داد.

 

این موضوع در مورد انتخاب دوستان، شغل و دیگر مسایل هم صادق است. اگر از افرادی كه با آن‌ها رفت‌وآمد می‌كنید و یا از كاری كه دارید راضی باشید، مطمئنا از تك‌تك لحظات زندگی خود لذت واقعی خواهید برد.

 

از زندگی خود لذت ببرید. 

اگر به راستی از زندگی خود لذت نمی‌برید به این دلیل است كه یاد نگرفته‌اید آن‌طوری كه دوست دارید زندگی كنید. همان‌طور كه می‌دانید هر كدام از ما منحصر به فرد هستیم و می‌توانیم كاملا متفاوت از دیگری زندگی كنیم. پس بهتر است ویژگی‌های خاص خود را پیدا كرده و آن‌ها را در پیشبرد اهداف‌مان به كار ببریم. هر كسی مسوول زندگی خود است و باید تصمیم بگیرد چگونه زندگی كند و انرژی خود را صرف چه اعمالی بكند. بنابراین فرمان انرژی خود را در دست بگیرید و آن را درست هدایت كنید تا هم خود و هم دیگران از آن بهره‌مند شوید و از لحظات زندگی‌تان لذت ببرید.

 

منبع: مجله موفقیت




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

40 كلید طلایی برای داشتن یك زندگی متفاوت

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:پنجشنبه 4 آذر 1395-03:38 ب.ظ


شادی مردم

زندگی عادلانه نیست، با این حال زیباست‎

 

روزانه 10 تا 30 دقیقه قدم بزنید و در هنگام قدم زدن لبخند را فراموش نكنید. این كار بهترین داروی ضدافسردگی است...

 

- حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت كنید، اگر لازم شد یك قفل بخرید.

 

- با استفاده از ویدیو برنامه‌های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه‌تان را ضبط كنید، تا بیشتر بخوابید.

 

- صبح‌ها كه از خواب بیدار می‌شوید این جمله را كامل و تكرار كنید: "امروز قصد دارم كه ..."

 

- با سه E زندگی كنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (اشتیاق)، Empathy (فهم و هم‌دلی با دیگران)، و همین‌طور با سه F یعنی Faith (ایمان)، Family (خانواده) و Friends (دوستان).

 

- امسال بیشتر، از سال پیش به تماشای فیلم‌های سینمایی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن كتاب بپردازید.

 

- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. این كارها سوخت روزانه برای انجام زندگی پرمشغله‌تان را فراهم می‌كنند.

 

- با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال اوقات بیشتری صرف كنید.

 

- در بیداری رویا ببینید.

 

- از غذاهایی كه از گیاهان و درختان به دست می‌آیند بیشتر استفاده كنید، و كمتر از مواد غذایی كه در كارخانه‌ها تولید می‌شوند استفاده كنید.

 

- چای سبز و مقادیر بسیار بیشتری آب بنوشید. تمشك، غذاهای دریایی، كلم بروكلی، بادام و گردو مصرف كنید.

 

- تلاش كنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.

 

- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز كار همه را غبارروبی و مرتب و تمیز كنید، بگذارید انرژی تازه‌ای وارد زندگی‌تان شود.

 

- انرژی پرارزش‌تان را بر سر شایعه‌سازی، هیولاهای انرژی‌خوار، مسایل مربوط به گذشته، افكار منفی و یا چیزهایی كه كنترلی بر آن ندارید هدر ندهید. در عوض انرژی‌تان را صرف لحظه مثبت فعلی كنید.

 

- درك كنید كه زندگی یك مدرسه است و شما اینجایید تا بیاموزید، تا همه امتحان‌های‌تان را بگذرانید. مشكلات تنها بخشی از این دوره آموزشی‌اند كه درست مثل كلاس درس جبر می‌آیند و می‌روند، منتها درس‌هایی كه از این كلاس فرا گرفته می‌شود عمری با شما باقی خواهند ماند.

 

- صبحانه‌تان را مثل یك شاه، ناهارتان را چون یك شاهزاده و شام‌تان را چون بچه دانشگاهی‌ای كه كارت اعتباری‌اش ته كشیده، بخورید.

 

- بیشتر لبخند بزنید و بخندید. این كار هیولاهای انرژی‌خوار را از شما دور نگه خواهد داشت.

 

- زندگی عادلانه نیست، با این حال زیباست.

 

- زندگی كوتاه‌تر از آن است كه وقت‌مان را صرف‌ تنفر از دیگران كنیم.

 

- خودتان را خیلی جدی نگیرید، دیگران هم این كار را در مورد شما نمی‌كنند.

 

- مجبور نیستید همه بحث‌ها و منازعات را به نفع خود تمام كنید. بپذیرید كه مخالف نظر یكدیگر بیندیشید.

 

- با گذشته‌تان صلح كنید تا زمان حال شما را خراب نكند.

 

- زندگی‌تان را با زندگی دیگران مقایسه نكنید. شما از هدف آن‌ها و یا زندگی‌شان هیچ نمی‌دانید.

 

- شمع روشن كنید، زیباترین ملحفه‌تان را استفاده كنید و برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه ندارید، امروز همان روز خاص است.

 

- فرد دیگری جز شما مسوول خوشبختی‌تان نیست.

 

- همه مشكلات را با این جمله بسنجید: "آیا تا پنج سال آینده، این مساله اهمیتی خواهد داشت؟"

 

- همه را برای همه چیز ببخشید.

 

- این‌كه مردم در مورد شما چی فكری می‌كنند، ارتباطی به شما ندارند.

 

- زمان، حلال همه مشكلات است. به همه چیز حتی خود زمان، زمان دهید.

 

- شرایط هر چه قدر خوب یا بد، بالاخره تغییر می‌كند.

 

- این شغل شما نیست كه در زمان بیماری به دادتان می‌رسد، دوستان‌تان هستند. با آن‌ها در تماس باشید.

 

- خود را از شر هر چه كه سودمند، زیبا و شادی‌بخش نیست، خلاص كنید.

 

- حسادت هدر دادن وقت است. شما الان به همه آن‌چه نیاز دارید، رسیده‌اید.

 

- بهترین‌ها هنوز در راه‌ هستند.

 

- هر حسی كه می‌خواهید داشته باشید، بلند شوید، لباس شیك بپوشید و بیرون بروید.

 

- كار درست را انجام دهید!

 

- با خانواده در تماس باشید.

 

- شب‌ها قبل از خواب این جمله را كامل و تكرار كنید: "به خاطر ... ممنونم." "امروز من ... را انجام دادم."

 

- یادتان باشد، شما آن‌قدر خوشبخت هستید كه نگذارید استرس و نگرانی به شما راه یابد.

 

- از سفر زندگی لذت ببرید. ما مجبور نیستیم با سرعت از همه چیز بگذریم.

 

منبع: مجله موفقیت 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

 چطور دوستانتان بر آینده‌تان اثر می‌گذارند؟

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:پنجشنبه 4 آذر 1395-03:37 ب.ظ


دوستان واقعی

دوستان مامی‌توانند زندگی ما را به نحو چشمگیری تحت تاثیر قرار دهند‎

 

دوستان یکی از اجزای مهم زندگی ما هستند. آن‌ها حس تعلق به ما می‌دهند، باعث خوشحالی و لذت ما می‌شوند، به ما کمک می‌کنند، از ما حمایت عاطفی می‌کنند و در هنگام نیاز ما را راهنمایی می‌کنند. تاثیر یک دوست می‌تواند فراتر از لحظه حال باشد، یعنی دوستان ما می‌توانند آینده ما را تحت تاثیر قرار دهند.

 

دوستان ما از چند طریق می‌توانند زندگی ما را به نحو چشمگیری تحت تاثیر قرار دهند: 

دوستان ما می‌توانند روی تفکر و احساسی که در مورد خودمان داریم تاثیر بگذارند. اینکه دوستان شما در مورد شما چه فکری می‌کنند و چگونه به شما واکنش نشان خواهند داد تاثیر عمیقی روی ادراک‌های شما از خودتان دارد. برای مثال، اگر همسرتان را به‌مانند یک فرد مهربانی که خودتان خواهانش هستید تصور کند، این تصور تاثیر مثبتی روی رابطه شما خواهد گذشت، چون این تصور باعث می‌شود در دستیابی به ایده آل خود تلاش بیشتری کنید. علاوه بر این، دوستان نزدیک شما نیز می‌توانند تاثیر مشابهی روی شما داشته باشند. باوجوداین، اگر رفتاری که دوستان شما در قبال شما دارند باب میلتان نباشد، با تاثیر منفی این دوستان در دست‌یابی به ایده آل خود مواجه خواهید شد. بنابراین، همواره این را در ذهن خود داشته باشید که باید دوستان خود را عاقلانه انتخاب کنید.

 

دوستان می‌توانند روی سلیقه‌های شخصی و سبک زندگی یکدیگر تاثیر بگذارند. زمانی که دوستان لباس‌های خود را به یکدیگر قرض می‌دهند یا آهنگ‌هایی را بین خود ردوبدل می‌کنند، این امکان وجود دارد که علایق آن‌ها شبیه به هم شود. این تاثیر می‌تواند نسبتا ناچیز باشد، اما می‌تواند تاثیر چشمگیرتری نیز داشته باشد. برای مثال، می‌تواند روی نحوه خرج کردن پول شما همچون صرف پول بیشتر برای تعطیلات و پس‌ازانداز کردن پول برای یک روز بارانی تاثیر داشته باشد. علاوه بر این، می‌تواند روی نحوه گذراندن وقت شما همچون انتخاب انجام کارهای نیکوکارانه به جای گذراندن وقت خود در یک کافه تاثیر داشته باشد. علاوه بر این، دوستان می‌توانند سبک زندگی یکدیگر همچون عادت‌های غذایی و نحوه الویت بندی تمرین‌ها را تحت تاثیر قرار دهند. این نوع از تصمیم‌های مرتبط باسلیقه‌های شخصی و سبک زندگی که تحت تاثیر دوستان هستند می‌توانند به‌طور مستقیم سلامتی و شادی شما را تحت تاثیر قرار دهند.

 

دوستی‌های فعلی شما می‌توانند ماهیت دوستی‌های آتی شما را تحت تاثیر قرار دهند. روانشناسان می‌گویند که بسیاری از مراجعه‌کنندگان آن‌ها که خواهان رابطه صادقانه با دیگران بودند و دیگران را با آغوش باز می‌پذیرفتند پس از خیانت یکی از دوستان نزدیک خود این نگرش خود را تغیر دادند و دیگر کسی را با آغوش باز نپذیرفتند. به‌طور مشابه، اگر فردی اوقات خود را با دوستانی سپری کند که پشت سر دیگران حرف می‌زنند، به‌طور ناخودآگاه این احساس در فرد به وجود می‌آید که نباید به دیگران اعتماد کند تا این‌گونه پشت سرش حرف نزنند. از سوی دیگر، افرادی نیز هستند که از برقراری ارتباط با دیگران ترس داشتند و در تنهایی به سر می‌بردند، اما توانستند با تجربه یک دوستی صادقانه و محبت‌آمیز بر ترس برقراری ارتباط با دیگران فائق آیند. بنابراین، درحالی‌که داشتن دوستانی حمایتی و کمک‌کننده یکی از عوامل اساسی در ایجاد خوشحالی شما است، اما این نکته را نیز مدنظر داشته باشید که باید خود را از دوستانی مصون دارید که درنهایت باعث احساس تنهایی در شما می‌شوند و برای شما خطرآفرین هستند.

 

یک شبکه اجتماعی قدرتمند با یک زندگی سالم‌تر و طولانی‌تر در ارتباط است. بسیاری از تحقیق‌ها نشان داده‌اند که افراد دارای دوستانی خوب و یک خانواده حمایتی استرس کمتری دارند و ازنظر روانی سالم‌تر هستند. نتایج تحقیقی که اخیرا در امریکا منتشر شد، نشان داد که پیوندها و روابط اجتماعی قوی غالبا باعث افزایش طول مدت عمر می‌شوند. به‌عبارت‌دیگر، دوستانی خوب و حامی می‌توانند باعث بهبود زندگی شما شوند و در سلامتی شما نیز موثر هستند. درنتیجه، می‌توان این‌گونه بیان داشت که یک دوست نامناسب و بد می‌تواند به زندگی و سلامتی شما آسیب برساند.

 

بنابراین، با توجه به تاثیر دوست در آینده شما باید در انتخاب دوستانی خود دقیق و عاقلانه عمل کنید. پیش از انتخاب دوست باید این مهم را بررسی کنید که آیا فرد خصوصیات موردنظر شما را دارد یا خیر. همچنین توجه داشته باشید که آیا ایجاد یک رابطه دوستی با یک شخص چه تاثیراتی می‌تواند در طول سال‌های آینده بر شما داشته باشد.

  

منبع: سلامت نیوز

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

7 گام مهم برای نجات کسب و کار خانوادگی

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:پنجشنبه 4 آذر 1395-03:37 ب.ظ



انواع کسب و کار خانگی

بقای یک کسب و کار خانوادگی کار بسیار دشوار و سختی است‎

 

تصمیماتی که خانواده ها در کسب و کارشان با آن ها درگیر می شوند، گاها بسیار دردناک هستند و پیامدهای این تصمیمات می تواند هم برای آینده خانواده و هم برای آینده کسب و کار بسیار بزرگ باشد.

 

در ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که چگونه باید در کسب و کارهای خانوادگی بهترین تصمیمات را گرفت؟ تصمیماتی که خانواده ها در کسب و کارشان با آن ها درگیر می شوند، گاها بسیار دردناک هستند و پیامدهای این تصمیمات می تواند هم برای آینده خانواده و هم برای آینده کسب و کار بسیار بزرگ باشد.

 

مسائلی مثل این که چه کسی باید مدیرعامل بعدی باشد... دخترم یا پسرم؟ آیا عموزاده ام را از این کسب و کار خارج کنم؟ آیا مدیران غیرخانوادگی می توانند برای تصمیمات کلیدی کسب و کار ما قابل اطمینان باشند؟ در همین راستا از یک مقایسه ساده استفاده می کنیم تا نشان دهیم که کسب و کارهای خانوادگی موفق چگونه و در کجا تصمیم گیری می کنند.

 

همان گونه که در خانه، اتاق خواب را از آشپزخانه جدا می کنیم، کسب و کارهای خانوادگی موفق هم در چهار اتاق مجزا به بقای خود ادامه می دهند. اتاق صاحب کسب و کار، اتاق هیات مدیره، اتاق مدیرعامل و اتاق خانواده. تصمیمات به صورت جداگانه در هر اتاق گرفته می شود. مدیرعامل چگونگی عملکردها را مدیریت می کند، هیات مدیره ساز و کارهای کسب و کار را رصد و مدیرعامل را استخدام یا اخراج می کند، صاحبان بالاترین سطح اهداف مالکیت را برای کسب و کارشان مشخص وهایت مدیره را انتخاب می کنندو خانواده ها اتحاد لازم را می سازند و استعدادهای خانواده را پرورش می دهند.

 

این ها نمونه هایی ساده از ماهیت هر بخش سازمان است. کسب و کارهای خانوادگی موفق، هر تصمیم ر ا به اتاق مربوطه و مناسب خودش هدایت می کنند و اعضای خانواده و دیگر کارمندان در هر اتاق، نقش های متفاوت با رفتارهای مناسب آن اتاق را ایفا می کنند.

 

منبع قدرت در تصمیم گیری در هر کدام از این اتاق ها نیز متفاوت است. در اتاق صاحبان کسب و کار قدرت به دست شخصی است که سهام را مستقیما یا وکالتی اداره می کند. در اتاق هیات مدیره، افراد به صورت همکاری های چندجانبه روی هم تاثیر می گذارند.

 

مدیرعامل به صورت سلسله مراتبی امور را سازمان دهی می کند و معمولا تصمیمات را براساس بازگشت سرمایه اتخاذ می کنند. در اتاق خانواده معمولا تصمیمات براساس اجماع نظر همه اعضا و تاثیر آن روی امور وراثتی و سرپرستی گرفته می شوند.

 

اکنون باید به این مساله بپردازیم که در برابر دشواری هایی که کسب و کار خانوادگی را تهدید می کنند، چه باید کرد؟

 

بیشتر مردم به این نتیجه می رسند که مارپیچ اختلافات در کسب و کارهای خانوادگی مانند گردباد همه آن چه را در طول مسیر تجارت ساخته اند، خراب می کند. درواقع عدم تفاهم در همه روابط انسانی اجتناب ناپذیر است، اما خانواده هایی که درگیر مسائل کسب و کار هستند، بیشتر از خانواده های معمولی در خطر گیر افتادن در مارپیچ اختلافات قرار می گیرند.

 

به خاطر مسائل مالی، تقسیم قدرت، موقعیت و تصمیمات بزرگی که این خانواده ها مکررا با آن ها درگیرند، با شرایط سخت تری رو به رو می شوند. با بررسی بیش از دویست شرکت و کسب و کارهای خانوادگی از بیست کشور دنیا، این نتیجه به دست آمده که همه این مارپیچ ها و اختلافات را می توان به وسیله هفت مرحله شناسایی و پیش گیری کرد.

 

فاجعه زمانی رخ می دهد که با وجود این که این مراحل کاملا قابل پیشگیری هستند، اما صاحبان مشاغل به آن ها و روش رهای رهایی از این گرفتاری ها اشراف کامل ندارند.

 

هفت مرحله:

 

دورشدن منافع افراد از همدیگر 

«راجر فیشر» و «ویلیام اورای» در کتاب «رسیدن به پاسخ مثبت» انتشارات هاروارد، مساله منافع را به منزله یک اشتهای بزرگ عنوان می کنند که یک شخص یا گروهی از افراد برای به دست آوردن چیزی دارند. بعضی از منافع مشترک هستند و بعضی انفرادی. بسیاری از کسب و کارهای خانوادگی در مرحله نخست برای محافظت از گنجینه خاندان دور هم جمع شده اند، ولی با رشد بیشتر و کسب و کار و ایجاد نقش های متفاوت با مسئولیت های مختلف برای هر عضو خانواده، طبیعتا اختلاف سلیقه پیش خواهدآمد.

 

بعضی از افراد خانواده در این شرکت مشغول به کار هستند، بعضی هر دو یا هیچ کدام! آن هایی که استخدام شرکت هستند، تمایل بیشتری به سرمایه گذاری مجدد و مزایای بیشتری دارند. در حالی که صاحبان شرکت به پرداخت سود سهام بالاتر تمایل دارند. جایی که در آن هر شخص بسته به موقعیت خود در آن کسب و کار، روی موضوع خاصی تاکید دارد.

 

جدی شدن موضوع جایگاه ها 

زمانی که اختلاف سلیقه پیش می آید، افراد یا گروه ها معمولا جبهه های متفاوتی در مورد یک موضوع می گیرند. یک جایگاه می تواند تعیین کند که افراد به خواسته های خودشان برسند و این جایگاه ها خیلی زود مثل سایر تصمیمات باید مشخص شوند. همه خانواده ها در امور مختلف مثل محل زندگی، تحصیلات فرزندان و... با تصمیمات مهمی درگیر هستند، ولی خانواده هایی که درگیر مسائل حرفه ای شغلی می شوند، مکررا با تصمیمات سختی مواجه خواهندشد.

 

از آن جایی که این تصمیمات معمولا شامل تخصیص منابع است، جایگاه ها می توانند مساله را در حد بازی برد- باخت به انحطاط بکشانند. «او بیشتر می خواهد در حالی که من موافق نیستم!» مساله جایگاه جدی می شود و ناگهان همه احساس می کنند که این مشکل فقط یک راه حل دارد، راه حل خودشان!

 

چانه زنی بر سر جایگاه ها شروع می شود و حتی اگر راه حلی هم پیدا شود، یک گروه غالبا احساس می کند که آن راه حل منصفانه نبوده است. به تبع چانه زنی بر سر جایگاه غالبا به نتایج ناموفق و ناپایداری منجر خواهدشد.

  

قطع ارتباطات 

بعد از این که درک منافع به شکست می انجامد و مساله جایگاه ها جدی می شود، شرایط ارتباطات به شدت به هم می ریزد. اعضای خانواده از ددین همدیگر اجتناب می کنند و حتی یادداشت های تندی برای هم می فرستند که شاید این یادداشت ها خیلی زود به اخطارهای نیمه قانونی چک شده به وسیله وکلایشان تبدیل شوند!

 

در این مرحله این یک جنگ تمام عیار نیست، اما می تواند آتش زیر خاکستر باشد. وقتی افراد جدا می شوند و برای مدتی با هم صحبت نمی کنند، کم کم این خاکستر شعله ور می شود و به مرحله انفجار می رسد؛ برای مثال در یک کسب و کار خانوادگی سه برادر بودند و دچار درگیری شدید لفظی شده بودند. سپس در سکوت عمیقی فرو رفتند که به شدت کسب و کارشان را تهدید می کرد.

 

اگرچه برادرها سمت هایی کلیدی مثل مدیرعامل، رییس هیات مدیره و مدیر اجرایی را برعهده داشتند، ولی بعد از آن دعوا برای ماه ها حتی برای مسائل کاری هم گفت و گو نمی کردند و هر یک همه فرصت های مصالحه را هدر می دادند.

 

تشکیل ائتلاف ها و یارکشی 

زمانی که افراد از صحبت کردن به صورت مستقیم با همدیگر اجتناب می کنند، به ناچار اتئلاف ها شکل می گیرد. همه اعضا احساس می کنند که باید جبهه بگیرند و حزب های مختلفی به وجود می آیند. اغلب این موضوع به وسیله همسران اعضا شروع می شود. این ائتلاف ها زمانی پیچیده تر می شوند که پای تایید مسائل مهم وسط می افتد. همه فعالیت های طرف مقابل با عینک عدالت هر حزب تفسیر و سنجیده می شود.

 

در این مرحله مسائل بسیار شخصی می شوند و هر طرف، طرف مقابل را به عنوان دیوانه، احمق، تنبل و بدتر از این ها خطاب می کند و این دو قطبی سازی مصالحه را سخت تر و پیچیده تر می کند.

 

در کسب و کارهای خانوادگی پنج نوع ائتلاف رایج وجود دارد: ائتلاف هایی که از شعبات خانواده نشات می گیرد (طرف خواهر در برابر طرف برادر)، گروه صاحبان کسب و کار (رای دهندگان در برابر سهامداران بدون حق رای)، طبقه شرکا (صاحبان فعال در برابر صاحبان منفعل)، جنسیت و نسل ها (بزرگ ترها در برابر نسل بعدی). برای مثال در یک کسب و کار خانوادگی نسل قبلی در برابر نسل بعد مدیران قد علم کرده بود و اگر حل و فصل نمی شد، بقای آن کسب و کار را به خطر می انداخت.

 

انواع کسب و کار خانگی

کسب و کارهای خانوادگی موفق در چهار اتاق مجزا به بقای خود ادامه می دهند‎

 

آغاز جنگ های نیابتی 

با جبهه گیری اتئلاف ها، افراد در جبهه های متفاوت به دنبال راه هایی در جهت تثبیت موقعیت و جایگاه خودشان بر می آیند و به ناچار سایر افراد را هم در این کشمکش درگیر خواهندکرد. اعضای خانواده، خودی و محرم راز محسوب می شوند و مدیران و کارکنان غیرخانوادگی در بازی ای که هرگز برنده نخواهندبود، به بازی گرفته می شوند.

 

جنگ های نیابتی به شکل های چندگانه ای شکل می گیرد؛ در یک سازمان خیلی بزرگ، کسب و کارهایی که به وسیله گروه مقابل رهبری می شوند، فروخته خواهندشد و مدیران آن بخش ها اخراج می شوند. سودهای سهام از صاحبان منفعل دریغ می شود. برای مثال در یک کسب و کار خانوادگی، یک عضو هیات مدیره، مدیر مالی آن شرکت را که با گروه مخالف او همراه شده بود، به صورت خیلی ماهرانه متهم به کلاهبرداری کرد و دستور بازرسی غیرمعمول حساب ها را سریعا صادر کرد.

 

فراخوانده شدن وکلای شخصی 

بعد از درگیر کردن کارمندان بی گناه، قدم بعدی در این مارپیچ آشوب و هرج و مرج، به کارگرفتن متخصصان بیرونی به منزله وکلای مدفاع در جهت رسیدن به یک موقعیت ویژه است.

 

در یکی از موارد برای حل و فصل جنگ، مدیران اجرایی که عموزاده نیز بودند، یک مشاور استخدام کردند، ولی بعد از مدتی یکی از عموزاده ها متهم به جانبداری از او شد. آن مشاور به راحتی اخراج شد، اما تنش بین آن ها شدیدتر شد و حتی این مساله در حد فراخواندن وکلای خانوادگی اعضا پیش رفت. از آن جایی که وکلا موظف اند برای دفاع از موکلان خود نهایت تلاش شان را به عمل آورند، پرونده به صورت غیرقابل انعطافی پیش رفت تا هر طرف بتواند حقانیت خود و عدم صلاحیت طرف مقابل را ثابت کند.

 

در این زمان طبیعت مکالمه افراد قاعدتا تغییر خواهدکرد و به دنبال یافتن رفتارهای غیرقانونی یکدیگر حتی پیش از شروع این درگیری خواهندبود. در این بین حتی خوش نیست ترین وکیل هم باعث وخیم تر شدن شرایط می شود. جلسات کاری به جلسات قانونی تبدیل می شود که به جای تصمیم گیری در مورد مسائل مهم، فقط به یک اعتراض بعد از اعتراض های دیگر رسیدگی می شود.

 

به جریان افتادن پرونده های حقوقی 

این آشوب فقط یک نتیجه دارد؛ تبدیل یک اختلاف خانوادگی به یک پرونده حقوقی پیچیده! بله! خانواده ها نیز می توانند به این مرحله برسند و تقریبا همیشه نتیجه مطلوب نخواهدبود؛ البته بسیار پرهزینه، هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ روحی.

 

«استیو سالی» به عنوان یک وکیل این شرایط را این چنین توصیف می کند:«دادخواهی خانواده بدترین نوع نزاع است. یکجنگ داخلی. تعداد گروگان ها و مقدار تلفات بسیار بیشتر از تعداد افراد به ظاهر برنده خواهدبود و البته این زخم ها دائمی هم هستند. هر پیروزی به شکل غم انگیزی رضایت بخش نخواهدبود.»

 

زمانی که خانواده ها به پرونده های حقوقی به عنوان چاره مشکل شان نگاه می کنند، نمی دانند که چه میزان پشیمانی را برای 5 تا 10 سال یا حتی بیشتر خواهندداشت. مانند تاثیر غیرقابل جبرانی که این نزاع قانونی روی کارمندان و محیط کاری کسب و کارشان می گذارد.

این هفت مرحله غم انگیز از آشوب های خانوادگی به صورت مشخص در بعضی از کسب و کارهای خانوادگی دیده می شوند.

 

غم و اندوه و ناامیدی عمیق اعضای خانواده پنهان شدنی نیست. خانواده ها از هم می پاشند. شغل ها و کسب و کارها از بین می روند. ولی خبر خوش این است که در این مارپیچ آشوب، راه حل های سخت، اما ممکن وجود دارد. چند اقدام بسیار مهم می تواند یک کسب و کار خانوادگی را دوباره به راه درست خودش بازگرداند.

 

فرصت ها را در عمق دردها پیدا کنید 

اگر اعضای خانواده درد کافی این آشوب ها را به خوبی درک کنند، حتما می توانند درصدد پیدا کردن منافع جدید باشند. مطمئنا آگاهی از این درد و پشیمانی، خانواده را با فرصت های جدیدی رو به رو می کند و می تواند باعث تغییر منافع هر جناح شود. این تغییر بسیار مهم به طرفین دعوا اجازه می دهد که پای میز مذاکره بیایند و راهکارهایی را پیدا کنند که قبلا وجود نداشتند.

 

آگاهی از خطر از بین رفتن کسب و کارهای خانوادگی می توان باعث تغییر منافع قبلی اعضا شود. چنان چه خانواده های درگیر در این نوع آشوب ها که برای پیشبرد منافع خودشان با وکلایشان در جلسات هیات مدیره شرکت می کردند، در آخر اذعان می دارند که بعد از همه این مسائل همه چیزی که می خواهند صلح و آرامش است.

 

انتظارات را بازبینی کنید 

در نهایت بعد از این که خانواده ها مراحل قبلی را طی کردند، مجبور به بازبینی دوباره خواسته ها و انتظارات شان می شوند. افراد خانواده که از همدیگر شکایت کرده بودند، شاید هیچ گاه مثل گذشته نتوانند به هم نزدیک شوند ولی می توانند آن چه را که از همدیگر انتظار دارند، اصلاح کنند و البته تا زمانی که همدیگر را نبخشند، نمی توانند آینده کسب و کارشان را بسازند.

 

متاسفانه مواردی هم وجود دارد که خانواده نمی تواند دردهای خود را به موقعیت های بهتری تبدیل کنند. آن ها نمی توانند به گذشته برگردند و منافع مشترکی پیدا کنند. شروع یک چانه زنی بزرگ دیگر! آن ها نمی توانند اشتباهات گذشته را فراموش کنند. پس راهی به غیر از فروش و واگذاری کسب و کارشان پیدا نمی کنند و از هم جدا می شوند.

 

همه می دانیم که پیشگیری بهتر از درمان است. جلوگیری از به وجود آمدن این هفت مرحله از اختلاف که مطمئنا موفقیت کسب و کار را به خطر می اندازد بهتر از این است که بدانید چطور می توانید از آشوب به وجود آمده خارج شوید. آگاهی از هزینه های جبران ناپذیر یک دادخواهی قانونی مثل وقیح بودن و زشت بودن این مساله و پشیمانی بزرگ خانواده ها بعد از آن، می تواند از به وجود آمدن درگیری جلوگیری کند.

 

اگر اعضای خانواده به دنبال جلوگیری از به وجود آمدن مارپیچ فاجعه بار این جنگ داخلی هستند، باید با چشمان باز هر مرحله از این هفت مرحله تشدید دعوا را بررسی کنند. زمانی که افراد نظرات متفاوتی با هم دارند تصور می کنند که بهترین راه برای رسیدن به منافع خود، دست به کار شدن است و سیاست غلط آن ها یان است که عکس العمل همیشه منطقی است. اگر فردی از اعضای خانواده تمایلی به مکتوب کردن منافع نداشته باشد، اقدام عقلانی این است که به یک وکیل مراجعه کنید و مسلما آن فرد هم وکیل خود را به بازی می آورد.

 

طی کردن مراحل قانونی به صورت جداگانه همیشه منطقی به نظر می آید؛ البته هر اقدام منجر به عکس العمل های قانونی بعدی هم می شود!همه این عمل ها و عکس العمل های قانونی و منطقی، کسب و کارهای خانوادگی را به مارپیچ انحطاط و ویرانی خواهندکشاند.

 

از این رو به اعضای خانواده توصیه می شود که قبل از رفتن به مرحله بعد، یک نفس عمیق بکشند و بیشتر تامل کنند. باید این مساله را درک کنند که هر زمان بگویند من فکر می کنم راه حل من تنها راهی است که این کار باید انجام شود یک قدم به سوی غرق شدن در سیستم جنگ های داخلی کسب و کارهای خانوادگی نزدیک شده اند.

 

هر زمان که از ایجاد ارتباط و برقراری گفت و گو خودداری کنند، هرچه بیشتر به شروع جنگ نزدیک می شوند. هر مرحله از این هفت مرحله، موقعیتی است که اعضای خانواده و وابستگان آن ها می توانند تصمیم بگیرند وارد شوند یا خیر. این یک انتخاب است، البته سخت خواهدبود زیرا هر عضو خانواده فرصت های کافی برای جلوگیری از خودتخریبی کسب و کار خانوادگی شان را در اختیار دارد، ولی تشخیص آن بسیار سخت و مهم است و این مسئولیت، بسیار بزرگ خواهدبود.

 

بقای یک کسب و کار خانوادگی کار بسیار دشوار و سختی است و اگر مدیریت و راهبری درستی صورت نگیرد به آسانی تبدیل به یک فاجعه خانوادگی می شود.

 

منبع: فصلنامه همشهری اقتصاد/برترینها

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

 5 عاملی که می تواند شما را شاد و خوشحال کند

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:پنجشنبه 4 آذر 1395-03:36 ب.ظ

راههای شاد بودن

شاد بودن یکی از بهترین احساس ها در زندگی روزانه است‎

 

شاد بودن یکی از بهترین احساس ها در زندگی روزانه است. شما هم اگر شاد نیستید و احساس شادی درونتان ندارید با ما همراه شوید تا روش شاد شدن را به شما نشان دهیم.

 

این 5 عامل شما را خوشحال تر می کند 

هر روز شکرگزاری کنید، زیرا اثبات شده است که شکرگزاری باعث ارتقا و بهبود حال شما خواهد شد. مردمی که چند چیز مثبت در روز را به روی کاغذ می نویسند، سالم تر، پر انرژی تر و البته با استرس و اضطراب کمتری زندگی می کنند و همچنین خواب بهتری دارند. راه حل این موضوع این است که آن را به یک عادت منظم بدل کنید و آن را با نیت قبلی انجام دهید. درباره ایجاد یک مراسم شکرگزاری فکر کنید؛ مثلا هر روز صبح وقتی که چای یا قهوه خود را می نوشید، می توانید در مورد سه چیزی که در روز قبل سپاسگزار آنها بوده اید، فکر کنید. 

 

یا قبل از اینکه به رختخواب بروید، نوشتن سه چیز خوب درباره روز خود را به یک عادت تبدیل کنید. این سه چیز خوب می تواند ساده و کوچک باشد؛ شاید شما چیز زیبایی را دیده یا سپاسگزار آن باشید که در آن روز سالم و سلامت بوده اید. در حقیقت، علم نشان می دهد، همین تجربه های کوچک روزمره هستند که ما را خوشحال تر می کنند (در قیاس با پیشامدهای بزرگ زندگی). 

  

برای شاد بودن خود را در محاصره افراد مثبت اندیش قرار دهید 

شادی مُسری و واگیردار است. دکتر نیکلاس کریستاکیس و جیمز فاولر، دو محقق و پژوهشگر دانشگاه هاروارد و دانشگاه سان دیه گو دریافتند که هر دوست شاد بیشتر، می تواند تا حدود 9 درصد باعث افزایش احتمال شاد بودن شخص شود. اگر احساس خوبی ندارید و سرحال نیستید، خود را به یک دوست یا همکاری که به طور کلی مثبت اندیش است، برسانید. مغز ما دارای نورون های آینه ای است و عیناً همان چیزی را که فرد مقابل ابراز می کند، تقلید می نماید؛ بنابراین هر زمانی که به تزریق کمی انرژی مثبت نیاز داشتید، خود را به کسانی که انرژی مثبت می دهند، متصل کنید. 

  

برای شاد بودن به طور منظم مهربانی کنید 

تحقیقات نشان می دهد که صرف پول برای دیگران به مراتب بیشتر از صرف پول برای خودمان، ما را خوشحال تر می کند و مهربانی کردن حتی اگر کوچک و ناچیز باشد، رضایت از زندگی را در ما افزایش می دهد.  درب ورودی را برای شخصی که پشت سر شما در حال وارد شدن است، نگه دارید. با گفتن جملاتی تشکر کنید و زمانی که در حال گرفتن یک نوشیدنی از کافی شاپ هستید، اسنک و تنقلات مورد علاقه همکار خود را برای وی بردارید و روی میز او بگذارید. حتی کوچک ترین رفتار زیبای شما می تواند روز خوبی را برای شما به یادگار بگذارد. 

  

برای شاد بودن زمان بیشتری را با خانواده و دوستان بگذرانید 

داشتن تعدادی دوست و رفیق می تواند زندگی شما را نجات دهد. روابط اجتماعی کم می تواند به اندازه کشیدن پانزده سیگار در روز برای شما مضر باشد و همچنین می تواند دو برابر مرض چاقی به سلامت شما آسیب برساند. حتی اگر سر شما شلوغ است، می توانید راه هایی را برای ارتباط با افرادی که برای شما مهم هستند، پیدا نمایید. از وقت ناهار خود به عنوان یک فرصت برای تماس گرفتن با یک دوست استفاده کنید و یا اگر امکان دارد از این فرصت برای پیاده روی با دوست خود بهره ببرید. اگر در طول هفته بسیار مشغول هستید، دعوت از یک دوست برای گردش و تفریح در تعطیلات آخر هفته چطور است؟ 

  

پول خود را به جای صرف خریدن وسایل و صرف تجربه ها کنید 

تحقیقات نشان می دهد، وقتی که مردم پول خود را صرف تجربیات و سرگرمی های مفرح می کنند، احساس شادتری نسبت به صرف پول برای خرید اجناس و وسایل گزارش کرده اند. ما تجربه ها را مدت زمان طولانی تری به یاد خواهیم سپرد و مغز ما می تواند دوباره آنها احیا کند و همین باعث می شود تا احساسات و حالات مثبت ما ماندگارتر بمانند. پس به جای خرید آن شلوار جین جدید، روی رفتن به یک کلاس جدید یوگا و یا دعوت از دوستان برای تماشای فیلم با شما فکر کنید.

 

منبع : tabnak.ir

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بخوان، باور كن، آرام باش

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:پنجشنبه 4 آذر 1395-03:36 ب.ظ


آرامش درون

امروز روز خداست و همه كارهایم رنگ و بویی خدایی دارد‎

 

امروز روز خداست و همه كارهایم رنگ و بویی خدایی دارد. هر روز بركت و نعمت خدا را در زندگی‌ام مشاهده می‌كنم. به ویژه امروز منتظر تجلی بركات فراوان الهی هستم...

 

با شور و شوقی فراوان و ایمانی نیرومند بیرون می‌روم تا آن‌چه را كه باید به دست من صورت گیرد، به انجام رسانم.

 

امروز از آسمان طلا می‌بارد.

 

در طول روز: 

تنها خدا منشا توانگری و بركت بیكران من است. روزی‌ام از خداست.

 

من والاترین و بالاترین ویژگی‌های همه مردم را دوست دارم و هم اكنون والاترین و بالاترین افراد و شرایط را به سوی خود می‌كشانم.

 

كارم آسان است و بارم سبك و توفیق‌هایم بی‌شمار. همه نعمت‌های الهی به من عطا شده تا برای انجام امور بزرگ مجهز باشم و این امور را به آسانی به ثمر برسانم.

 

هم اكنون همه چیز و همه كس مرا توانگر می‌سازد.

 

همیشه به یاد دارم خدایی ثروتمند دارم كه همیشه مرا به یاد دارد.

 

خدا عاشق و مشتاق من است.

 

من خلیفه خدا هستم و كمتر از بهترین را نمی‌خواهم.

 

احساس آرامش

من خلیفه خدا هستم و كمتر از بهترین را نمی‌خواهم‎

 

امور مالی: 

همه درها گشوده‌اند و همه راه‌ها باز و آزادند تا همه ثروت‌های الهی به سوی من سرازیر شوند.

 

سپاسگزارم كه با اعمال قدرت مستقیم خدا، درآمدم افزایش می‌یابد.

 

سپاسگزارم كه در تمام امور مالی‌ام، نظم الهی برقرار است.

 

مواقع بروز یاس و ناامیدی و احساس شكست:

 

خدا مرا آفریده تا توانگر باشم و خودش حمایت و هدایتم می‌كند.

 

از هیچ چیز نمی‌ترسم زیرا خلیفه خدا هستم و تمام نعمت‌های الهی از آن من است.

 

تسلیم شكست نمی‌شوم، با تمام نیرو و در كمال ثبات و پایداری به پیش می‌روم، آن‌قدر ایستادگی می‌كنم تا آرزوهای قلبی و الهی‌ام را به دست آورم.

 

هیچ چیز منفی در زندگی من راه ندارد. زیرا مسوولیت همه امور با خداست.

 

پایان روز: 

این روز را رها می‌كنم تا برود، خدای مهربان فقط خوبی‌های این روز را برایم نگاه می‌دارد و مابقی آن ناپدید می‌شود.

 

همین كه سر بر بالین می‌گذارم به خوابی عمیق فرو می‌روم. برای روز موفقیت‌آمیزم خدا را شكر می‌كنم. به آسانی می‌آسایم و می‌دانم كه خدایم ذهن و تنم را شاداب‌تر و تازه‌تر می‌كند و برای فردایی بهتر و زیباتر آماده می‌شوم.

 

من به خواب می‌روم اما خدای من بیدار می‌ماند تا مسایلم را با نظم الهی حل كند و مرا به موفقیت و شادمانی و توانگری برساند.

 

فكر كنید: 

اگر تو نتوانی به خدا كه عالم و قادر مطلق است و اداره تمامی این كاینات غنی به عهده اوست، اعتماد كنی! پس به چه كسی می‌توانی اعتماد داشته باشی!؟

 

منبع: مجله موفقیت 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :20
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...