تبلیغات
تغییر زندگی

 چگونه بدون بدهی کسب و کاری را آغاز کنیم؟

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:جمعه 5 آذر 1395-06:05 ب.ظ


کارآفرینان اغلب درباره این موضوع حرف می زنند که چگونه با وام هایی که از دوستانو فامیل و پول هایی که از سرمایه گذاران گرفته بودند و با افزایش سقف کارت های اعتباری خود، کسب و کار را شروع کردند. ولی برای هر یک از این داستان های موفقیت، پایان های ناخوش کمی هم وجود دارد.

استخدام,کسب و کار, ایجاد کسب و کار,کارآفرینان

 

نوئل فدریکو، مدیر کسب و کار و رئیس امور مالی Dreamstime.com، که یک سرویس ذخیره عکس است، می گوید در حالیکه شروع و توسعه یک کسب و کار بدون بدهی آسان نیست، ولی در عین حال ممکن و شدنی است. او می گوید: «ما ثابت کردیم که می توان این کار را انجام داد. من و تیم مدیریت در Dreamstime.com هیچ وقت برای توسعه کسب و کارمان، وام نگرفتیم، از کارت های اعتباری استفاده نکردیم و از سرمایه گذار کمک نگرفتیم.»

 

آنها در ابتدا همانطور که شغل روزانه خودشان را داشتند، این کار را به صورت پاره وقت انجام می دادند و با Getty Images و iStockphoto رقابت می کردند. وقتی مطمئن شدند که فروش آنها می تواند حقوق آنها را تأمین کند، کار در Dreamstime.com را به صورت تمام وقت انجام دادند.

 

او می گوید: «در فروش اولمان که 1 دلار بود، ما 67 سنت بدست آوردیم. هزینه های ما بیشتر می شد، بنابراین سعی کردیم بیشتر از آنچه بتوانیم از طریق فروش، پرداخت کنیم، هزینه نتراشیم. ما در سال 2004 کارمان را شروع کردیم و در سال 2005 تأسیس شدیم و ظرف یک سال همه مدیران این کسب و کار توانستند توجه کامل خود را به این کار اختصاص دهند.»

 

هرچه کاربران بیشتری می پیوستند و عکس های خود را آپلود می کردند، شرکت بیشتر رشد می کرد. از سال 2008 تا 2009، درآمدها 45 درصد افزایش یافت؛ از سال 2009 تا 2010، درآمدها بیش از 40 درصد بود و از سال 2010 تا 2011، 25 درصد بیشتر شده بود. این سایت در حال حاضر 5 میلیون کاربر و حدود 15 میلیون عکس ذخیره شده دارد.

 

او می گوید: «کارآفرینانی که بدهی زیادی متقبل می شوند به این فکر نمی کنند که در بلندمدت کسب و کار آنها چگونه قرار است پول در بیاورد. اگر 100 دلار از کسی می گیرید، واقعاً به این فکر نمی کنید که چگونه قرار است آن را پس بدهید. اگر قبل از آنکه گامی به جلو بردارید، باید پول دربیاورید، باید خیلی روی آن فکر کنید.»

کسب و کار,کارآفرینان

او گفت کسب و کار او از فن آوری ویرایش عکس اختصاصی جداست. فدریکو می گوید: «ما چیزی داریم که دیگران ندارند، ولی پول اولین فروش و همه فروش ها را گرفتیم و خیلی فکر کردیم که چگونه باید روی آن سرمایه گذاری کنیم.»

 

این شرکت با داشتن 5 میلیون کاربری که عکس هایشان را برچسب خودشان ارائه می دهند، هزینه ها را پایین نگه می دارد.

 

فدریکو می گوید: «ما مردم را تشویق می کنیم تا عکس هایشان را در سایت آپلود کنند و کلیدواژه هایی برای عکس های خودشان بگذارند، زیرا خودشان خوب می دانند که چه جستجوهایی به عکس آنها خاتمه می یابد. این کار در کنار نرم افزار ویرایش عکس اختصاصی ما، باعث می شود که پرسنل ما کار کمتری داشته باشند. ما با 12 تا 15 پرسنل ویرایش کننده عکس، حدود 100 هزار عکس در هفته آپلود می کنیم.»

منبع:برترین ها




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رعایت این نکات شما را خوش صحبت می کند

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:جمعه 5 آذر 1395-06:05 ب.ظ



شاید شما هم با دیدن عنوان این مطلب بگویید یک حرف زدن ساده که دیگر این حرف ها را ندارد اما اگر بدانید که در خیلی از کشورها برای آموختن همین 10 اصل گفت و گو انجمن دارند و کارگاه می گذارند و آن را با فرمت های مختلف، به کوچک و بزرگ یاد می دهند چه؟

اگر بدانید پشت این مهارت ها، ایده های بزرگ فلسفی است که می شود با آن ساعت ها پز روشنفکری داد چه؟ اگر بدانید خیلی از موفقیت های ریز و درشت تحصیلی و کاری و خانوادگی تان به همین مهارت داشتن در گفت و گو بستگی دارد چه؟ اگر پشت بسیاری از دلخوری هایتان از دیگران رعایت نکردن یک یا چند تا از این 10 مهارت باشد چه؟

رعایت این نکات شما را خوش صحبت می کند

 

1- جانبداری

 

طرف نظر خودتو را بگیر!

شاید با دیدن مهارت های دیگر این سوء تفاهم پیش بیاید که گفت و گو یعنی اینکه انسان خود را با آنچه دیگری می گوید، وفق دهد و از نظرات خود صرف نظر کند اما تسلیم و دنباله روی با روح گفت و گو منافات دارد.

برای همین اینکه بتوانیم از نظر خودمان دفاع کنیم، خودش یک بخش از گفت و گوست. اگر ما ریشه های حرفی که می زنیم را بشناسیم، راحت می توانیم از حرف خودمان دفاع کنیم. یادتان باشد صداقت اینجا هم شرط است. اینکه ما بگوییم چه تردیدهایی داریم و اینکه از دیگران برای تکمیل نظرمان کمک بگیریم هم بخشی از جانبداری ما از نظر خودمان است.

 

2- موضع یادگیرنده

 

دانش آموز باشید نه استاد!

«نه، صبر کن»، «نه اینجوری نیس، بذار من بگم». احتمالا شما هم در گفت و گوهایتان از این جمله ها زیاد شنیده اید یا برعکس، زیاد آنها را به کار برده اید. راستش خیلی تقصیری ندارید. ما جوری بار آمده ایم که دلمان می خواهد بیشتر در نقش یک عالم همه چیزدان در گفت و گوها ظاهر شویم تا یک مشتاق به دانستن. فکر می کنیم که ما بهتر بلدیم، بهتر می دانیم و ودر پاسخ به صحبت دیگری اولین حرفی که به نظرمان می رسد، این است که بگوییم «نه» و حرف خودمان را بزنیم.

اما گفت و گو وقتی ثمربخش است و باعث پیشرفت و ثبات ارتباط ما با هم می شود که بپذیریم همه چیز را نمی دانیم. ما باید بپذیریم که ممکن است در مورد موضوعی که ما فکر می کنیم به آن مسلطیم، دیگری حرف تازه ای بزند که برای خود ما هم جالب است. یادتان باشد که برداشت ما فقط بخشی از واقعیت است. اولین مهارت گفت و گو همین است؛ اینکه ما در گفت و گو به جای «استاد سخنران همه چیزدان» خودمان را به جای «دانش آموز مشتاق یادگیری» بگذاریم؛ چیزی که متخصصان گفت و گو به آن می گویند: «موضع یادگیرنده.»

رعایت این نکات شما را خوش صحبت می کند

3- گشودگی ذهن

 

مخت را تکان بده

در گفت و گو به عنوان شنونده باید بتوانیم این احساس را به طرف مقابل بدهیم که به او اعتماد داریم تا بتواند ذهن باز داشته باشد! اینطوری به واسطه اعتمادی که به او می کنیم، ذهن خودمان هم برای دریافت حرف هایش باز می شود. به زبان آدمیزاد اینکه حاضر باشید با ایده های تازه آشنا شویدو موقتا از دیدگاه های شخصی خودتان دست بکشید، یعنی اینکه ذهنتان در مقابل دیگران باز است.

گشودگی ذهن چیزی بیش از یک خصوصیت فردی است، نوعی شیوه ارتباطی با دیگران است. اگر در شروع یک رابطه حتی یکی از طرفین بتواند با گشودگی ذهن در مقابل دیگری رفتار کند خوب است ولی در ادامه برای پیشرفت یک رابطه و گفت و گوی موفق باید هر دو طرف برای عمل به چنین رفتاری تلاش کنند.

 

4- به تعلیق درآوردن فرضیات

 

پیش فرضتو خط بزن!

در زندگی روزمره کمتر متوجه می شویم که عینک خاصی را به چشم زده ایم که ادراک و برداشت های ما را با قاطعیت شکل می دهد و آنها را محدود می کند، زیرا این نوع برداشت در طول زندگی و از دوران کودکی در خون و گوشت ما نفوذ کرده است. ارزیابی های سریع و جهت گیری های فوری در زندگی، احساس امنیت به وجود می آورند. تنها در صورتی که بفهمیم به چه میزانی وابسته به آنها هستیم، قادر خواهیم بود در آنها تجدید نظر کنیم و الگوهای قدیمی و تله های فکری را کنار بگذاریم. ما دائم با محیط در ارتباط هستیم و همیشه در حال ارزش گذاری و قضاوت. مثلا این بهتر است یا آن؟ کدام یک بزرگتر است؟ کدام زیباتر است؟ چه چیز خطرناکتر است؟ چه کسی سریع تر یا کندتر است؟ تاثیر من چگونه است؟ بدین ترتیب با ردیفی از ارزیابی های روزانه به سر می بریم.

آگاهانه یا ناآگاهانه درباره داده های بی شماری تصمیم می گیریم، انتخاب می کنیم. واقعیت را آنطور که مناسب می دانیم، می سازیم و متوجه نمی شویم که اینها ساختارهای خودمان است. تصمیمات و اعمالمان به وسیله ارزیابی ها وتصورهای خاص ما از جهان که روی واقعیات عینی پرده افکنده اند تعیین و اجرا می شوند. به وسیله گفت و گو می توان این عکس العمل های ناخودآگاه، اتوماتیک و زنجیروار را که در اثر الگوهای ذهنی به وجود آمده اند، شکست.

برچسب ها هم قضاوت ذهنی هستند. خیلی وقت ها ما با برچسب زدن به همدیگر پیشداوری می کنیم و از همانزاویه با فرددیگر برخورد می کنیم. در این صورت توانایی ها و خصوصیات دیگر او نادیده گرفته می شود و حتی آن ویژگی ها در فرد تعطیل می شود. در صورتی که هر انسانی بالقوه دارای خصوصیات بی شماری است که در شرایط مناسب می تواند شکوفا شود. پیش فرض های خودتان را بشناسید و آنها را موقع گفت و گو کنار بگذارید.

رعایت این نکات شما را خوش صحبت می کند

5- از دل سخن گفتن

 

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!

 

این دیگر خیلی سخت است. اینکه ما حرف واقعی خودمان را بزنیم، بدون آنکه آن را در لفافه طعنه و تظاهر بپیچیم. یک رابطه ساده اما عمیق، دقیقا از همین اصل از دل سخن گفتن سرچشمه می گیرد. «نکند این حرفی که می زنم او را ناراحت کند» مهمترین باوری است که مانع از دل سخن گفتن ما می شود. یک ور پیچیده تر از دل سخن نگفتن، این است که ما فقط برای جلب توجه دیگران حرف بزنیم، نه برای زدن حرف خودمان. اینکه از دلمان حرف بزنیم، به همین خاطر باعث گزیده گویی می شود.

 

6- گوش دادن

 

شنیدن از سودای جان

«چند بار باید یه حرفی رو به تو بزنم؟»، «چرا وقتی حرف می زنم حواست به من نیس؟»، «اون که همیشه فقط منتظره حرف خودش رو بزنه، عجیب نیس حرف تو را نشنیده»، «ببخشید دوباره می گی چی گفتی، اصلا حواسم به تو نبود»، «من که دیگه چیز برای تو تعریف نمی کنم»، «من اصلا نشنیدم تو داشتی حرف می زدی». حتما شما هم در مکالمه هایتان از این قبیل جمله ها درباره کسانی که درست به حرف طرف مقابل گوش نمی دهند استفاده کرده اید. فرق شنیدن با گوش دادن این است که شنیدن فقط یک عمل فیزیولوژیک است اما در گوش دادن، ما حرف طرف مقابل را ادراک می کنیم. بیشتر وقت ها، ما موقع گوش دادن، توجه و حضور ذهن کافی نداریم.

حضورمان بیشتر فیزیکی است. انگار داریم حرف های طرف مقابل را دنبال می کنیم ولی در واقع به چیزهای دیگر فکر می کنیم. نشان دادن اینکه داریم گوش می دهیم (با تکان دادن سر مثلا)، اینکه حرف های دیگران را قطع نکنیم، اینکه ادامه حرف هایش را خودمان نزنیم، اینکه هر جا را نفهمیدیم سوال کنیم. اینکه بین شنیدن و گفتن حرفمان فاصله باشد هم در واقع تکنیک های عملی گوش دادن هستند.

 

7- ناظر خویش بودن

 

به خودت نگاه کن!

«بر خویشتن خویش ناظر بودن» آخرین مهارتی است که برای ایجاد گفت و گوی بالنده به آن می پردازیم. این مهارت را می توان مجموع همه مهارت های دیگر دانست. برای عملی کردن این مهارت به آگاهی مدام نیاز داریم. آگاه بودن به خودو آنچه که انجام می دهیم، درست همان موقع که در یک گفت و گو شرکت می کنیم و از آرا و نظرات خود حرف می زنیم یا از دیگری در مورد عقایدش سوال می کنیم و حتی وقتی در سکوت به حرف های دیگران گوش می دهیم، باید سعی کنیم که به آنچه انجام می دهیم دقت داشته باشیم.

گویا خود را از خود جدا می کنیم و از بالا به خود نگاه می کنیم. بر خویشتن خویش ناظر بودن مثل این است که در لحظه ای که در یک ارتباط قرار می گیریم، به خاطر داشته باشیم که در مورد هر موضوعی که با دیگران ارتباط برقرار می کنیم، همه چیز را نمی دانیم و موضع یادگیرندگی داریم و اینکه به خود یادآوری می کنیم که به دیگری احترام کامل بگذاریم، زیرا ذات انسانی قابل احترام است و ذهن خود را باز می گذاریم تا نظرات دیگران را بی قضاوت های آنی گوش کنیم و آمادگی دریافت نظرات جدید را داریم.

همچنین به خود یادآوری می کنیم که باید صداقت داشت و از دل سخن گفت و هنگام گوش دادن با تمرکز به آنچه دیگری می گوید گوش فرا دهیم، نیز به خودیادآوری می کنیم که یک گفت و گوی موفق بدون شتاب پیش می رود و همیشه فرضیات قبلی ما تمام و کمال درست نیست و نمی توان براساس داشته های قبلی همه اتفاقات و حرف ها را تفسیر کرد.

وقتی بر خویش ناظریم، به یاد داریم که به شکل سازنده ای از نظرات خود دفاع کنیم و برای روشن بودن حرف هایمان ریشه های فکریمان را درباره آن موضوع بیان کنیم و برای رسیدن به درک متقابل از احوالات و نقطه نظرات دیگران جویا بشویم.

رعایت این نکات شما را خوش صحبت می کند

8- احترام کامل

 

این علامت مخصوص گفت و گوست!

دومین مهارت گفت و گو «رعایت احترام کامل» است. احترام به دیگری به معنای آن است که دیگری را آنگونه که هست، به رسمیت بشناسیم و حتی بتوانیم موقتا خود را به جای او فرض کنیم و تصور کنیم که اگر در شرایط مشابه او بودیم، شاید همان خصوصیات را می داشتیم و همانطور فکر و عمل می کردیم. ممکن است آنچه را که سایرین می گویند یا فکر می کنند دوست نداشته باشیم اما نمی توانیم مشروعیت آنها را به عنوان یک انسان انکار کنیم. یک میزگرد نماد مناسبی برای گفت و گوی محترمانه است زیرا گردی میز می گوید کسی در این مجلس بالاتر از کس دیگری نیست اما برای ایجاد برابری مورد نیاز انجام گفت و گو به چیزی بیش از یک ابزار مثل میز گرد نیاز داریم؛ چیزی مثل داشتن نگرش برابر نسبت به انسان ها.

 

9- جویندگی

 

سوال کن!

طرح یک سوال ساده و صادقانه موقع گفت و گو، بسیار تاثیر خوبی بر طرف مقابل دارد. پرسیدن سوال هم علاقه ما به طرف مقابل را نشان می دهد و هم کمک می کند خودمان بفهمیم طرف دارد چه می گوید. متخصصان گفت و گو به این مهارت می گویند«جویایی یا جویندگی».

یادتان باشد جویندگی، اگر دقیق اجرا نشود، ممکن است این تصور را در دیگران ایجاد کند که داریم در کارشان دخالت می کنیم. ضمنا یادتان باشد به بهانه جویندگی به دنبال سردرآوردن از شرایط زندگی و افکار دیگران نباشیم.

 

10- عجله نکردن

 

شتاب سنج داشته باش!

آقایان! خانم ها! و مخصوصا شما آقایان! گاهی طرف مقابل فقط حرف می زند که حرفش را زده باشد. بعضی وقت ها فرصت بدهید که دیگران حرف بزنند و شما فقط گوش دهید، نگاه کنید و بگذارید طرف مقابل بداند که شما فقط می خواهید گوش دهید، بدون هیچ عجله ای برای دیکته کردن راه حل هایی که شتابزده به ذهنتان می رسد. بعضی وقت ها عین کلاس اولی ها می خواهیم جواب هایمان را قبل از اینکه صورت مساله را متوجه شده باشیم، از حفظ و به ترتیب بگوییم. عجله نکنید و به صورت مساله گوش کنید.

منبع:برترین ها

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

20 راه برای جلوگیری از شلختگی

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:جمعه 5 آذر 1395-06:04 ب.ظ


20 راه برای جلوگیری از شلختگی

آیا همیشه به افرادی که همه کارشان درست است و همه چیز را با هم دارند، غبطه می خورید؟ خوب، اکنون نوبت شماست.

با ۲۰ روش بسیار ساده ای که در ادامه برایتان نام برده ایم، می توانید به خوبی همه چیز را نظم دهید و مرتب کنید. این روش ها از ایده های خلاقانه طراحان و مدرسین طراحی الهام گرفته شده اند.

 

1- جمع کردن خرده ریزها

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

 

اگر جای روزنامه و مجله در خانه دارید، از آن به صورت عمودی به عنوان مکانی برای قرار دادن کیسه های فریزر، پلاستیک و فویل الومینیومی در آشپزخانه استفاده کنید.

 

2- حلقه کردن سیم ها

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

لوله های مقوایی داخل دستمال توالت را دور نریزید. آنها را به طور مرتب درون یک جعبه کنار هم بچینید و سیم، کابل و شارژرهای اضافه را به طور مرتب حلقه کنید و درون آنها قرار دهید. به این ترتیب، از درهم پیچیده شدن سیم ها جلوگیری خواهید کرد.

 

3- افزایش فضای زیر کابینت

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

دیوارهای داخل کابینت زیر سینک را از دو طرف سوراخ کنید و یک میله بلند همچون رگال داخل کمد دیواری، در سقف آن اضافه کنید. با این کار می توانید اسپری های پاک کننده، شیشه شوی و ... را از قسمت نازل روی این میله آویزان کنید و به این ترتیب، فضای داخل کابینت باز می شود.

 

4- از سیستم تا کردن استفاده کنید

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

کشوهای دراورها جای چندانی برای جا دادن لباس ها ندارند. اگر لباس ها را به طور نامرتب در این کشوها و قفسه ها قرار دهیم، فضا از آن چیزی که هست هم کمتر خواهد شد. بنابراین، سعی کنید همه لباس ها را به طور مرتب تا کنید و از جلو تا عقب کشو با نظم بچینید. به این ترتیب، می توانید همه آنها را به خوبی ببینید و به راحتی از میانشان یکی را برای پوشیدن انتخاب کنید.

 

5- مرتب چیدن سینی ها و تخته آشپزخانه

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

برای مرتب چیدن سینی، تخته آشپزخانه و حتی تابه های تخت می توانید از قفسه های جداکننده که بیشتر در ادارات و شرکت ها استفاده می شوند، کمک بگیرید. هر کدام از سینی ها را می توانید در بخش های مختلف آن قرار دهید.

 

6- استفاده از رخت آویزهای مخصوص روسری

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

برای مرتب نگه داشتن روسری و مقنعه و جمع بودن آنها درون کمد لباس ها، از رخت آویزهای طبقه ای مخصوص این کار استفاده کنید. به این ترتیب، علاوه بر مرتب شدن کمد، روسری ها نیز چروک نمی شوند.

 

7- جمع کردن ملحفه ها درون یک روبالشتی

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

پس از شت و شو و اتوکشی ملحفه های روتختی و روبالشتی اگر قرار نیست روی تخت استفاده شوند، آنها را به طور مرتب تا کنید و درون یک روبالشتی جمع کنید. به این ترتیب، هیچ کدام از آنها را گم نخواهید کرد.

 

8- ساختن چوب رختی برای کفش ها

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

برای ساختن چوب رختی برای کفش های خود باید میله پایین چوب رختی لباس را با انبردست قطع کنید، آن را به دو طرف به بیرون یا به طور موازی به داخل خم کنید و آن را به شکل چنگک در آورید. برای دمپایی و صندل باید چنگک های این چوب رختی را به بیرون خم کنید و برای کفش های معمولی دو بازوی آن را به طور موازی به طرف داخل خم کنید. با این خلاقیت جالب، می توانید کفش ها و صندل هایتان را از کمد آویزان کنید.

 

9- جمع کردن اسباب بازی داخل سبد

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

می توان با سیم های موجود در انبار خانه سبدی دیواری ساخت و آن را به اندازه قد کودکان، به دیوار نصب کرد و اسباب بازی های اضافه را داخل این سبد ریخت. با این کار می توانید بالاخره کف اتاق فرزند خود را ببینید.

 

10- مرتب کردن زیورآلات

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

برای نگهداری از زیورآلات، دستبند، النگو و دکمه های سردست لازم نیست از جعبه های جواهرات استفاده کنید. به راحتی می توانید با خریدن یک میله چوبی عمودی همچون جای دستمال حوله ای آشپزخانه، آنها را داخل این میله قرار دهید تا دسترسی راحت تری نیز داشته باشند.

 

11- دیدن همه وسایل به طور یکجا

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

در بازار، قفسه های پارچه ای چند طبقه وجود دارد که می توان از پشت در کمد یا اتاق آویزان کرد. این قفسه های پارچه ای، برای قرار دادن وسایلی همچون، باتری، کلید، چتر، خودکار، عینک و ... جای زیاد و مجزایی دارند.

 

12- جایی برای سنجاق سرها

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

پیدا کردن سنجاق سر در ته کیف و کوله پشتی کار چندان ساده ای نیست. باید همه کیف را بیرون بریزید تا سنجاق سرهای خود را بیابید. برای جلوگیری از این مشکل، می توانید از قوطی یا جعبه آدامس برای جمع کردن سنجاق ها در یک جا استفاده کنید. با این کار دیگر سنجاق سر خود را گم نمی کنید و هنگام نیاز، دسترسی راحتی نیز به آنها خواهید داشت.

 

13- مرتب کردن داخل اتومبیل

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

اگر کودک زیر ۶ سال دارید، احتمالا صندلی عقب ماشین پر از اسباب بازی، کتاب و وسایل کودک شماست. برای جلوگیری از این به هم ریختگی می توانید از ظرف های پلاستیکی دیواره دار یا سبدهای کوچک پیک نیک برای یکجا کردن این وسایل استفاده کنید. حتی می توانید وسایل خود همچون عینک آفتابی، دستمال ماشین و ... را نیز در آن قرار دهید.

 

14- نظم بخشیدن به سه راهی برق

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

برای تشخیص بهتر سیم های برقی که داخل سه راهی قرار دارند، می توانید برچسب های پلاستیکی از داخل سیم ها عبور دهید و نام وسیله ای که به آن تعلق دارد را بنویسید. با این خلاقیت ساده، دیگر به اشتباه سیم وسیله ها را به اشتباه از پریز خارج نمی کنید.

 

15- استفاده بهینه از سبد چهارگوش

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

هنگام خرید از سوپر مارکت، وسایل داخل کیسه های پلاستیکی مختلف قراردارند و قرار دادن آنها روی صندلی اتومبیل این احتمال را دارد تا روی دست انداز یا هنگام پیچ لیز بخورند و کف ماشین بیفتند. می توان به راحتی با خرید یک سبد چهارگوش یا حتی سبد رختشویی،از این مشکل جلوگیری کرد. با این کار، وسایل را داخل سبد و در صندق عقب قرار می دهید و هیچ چیز جابه جا نمی شود.

 

16- جلوگیری از مشکلات ناشی از ماشین لباسشویی

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

برای جلوگیری از مشکلات ناشی از ماشین لباسشویی می توانید از ماژیک های وایت برد که به راحتی با دستمال پاک می شوند، استفاده کنید. به این ترتیب که لباس هایی که نباید با آب گرم شسته شوند، لباس های رنگی، یا لباس هایی که نباید در دور خشک کن قرار داشته باشند را روی بدنه ماشین لباسشویی بنویسید.

 

17- کاور کردن دفترچه های راهنمای وسایل

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

برای همیشه در دست بودن دفترچه های راهنمای وسایل خود، آنها را درون کاور قرار دهید و به پشت دستگاه ها بچسبانید.

 

18- به خط کردن چاقوها

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

چاقوهای بزرگ را از داخل کشو در بیاورید و داخل جا چاقویی های رومیزی یا دیواری قرار دهید. برای این منظور می توانید از تخته های آهن ربایی استفاده کنید و چاقوها را به آن بچسبانید.

 

19- استفاده صحیح از نرم افزرهای گوشی موبایل

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

هدف گوشی های موبایل هوشمند، آسان تر کردن زندگی مردم است نه افزودن به اضطراب های آنها. برای استفاده بهتر از اسمارت فون خود، بهتر است همه نرم افزارها و اپلیکیشن هایی که مشابه هم هستند در در یک جا و یک دسته بندی نگهدارید. کاربران اندروید می توانند اپلیکیشن App Folder را دانلود کنند تا همه برنامه هایشان در فولدرهای جداگانه دسته بندی شود. اگر از اپلیکیشنی بیشتر از سه ماه استفاده نکردید، آن را پاک کنید.

 

20- یکجا کردن کیسه های پلاستیکی

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

اگر عادت به نگهداری کیسه های پلاستیکی زیر سینک ظرفشویی یا داخل فر دارید، بهتر است برای آنها یک جای مخصوص درست کنید. می توانید از سبدهای حصیری یا ساک کاغذی برای یکجا کردن آنها استفاده کنید.

جلوگیری از شلختگی,شلختگی

بی منظمی شما نشان دهنده شخصیت شماست

بی نظمی خانه و اتاق شما نشان دهنده بی منظمی ها موجود در فکر شماست. برای درک بهتر این عبارت، دیوید اچ فریمن – یکی از نویسندگان کتاب «بی نظمی عالی» - افراد بی نظم را به چند دسته تقسیم می کند:

توده درست کن ها: افرادی هستند که می توانند منظم باشند زیرا می دانند باید وسایل مهم تر را بالای کوهی که از وسایل به هم ریخته خود ساخته اند، قرار دهند. این افراد عموما فعال، درک کننده و بسیار ریلکس هستند.

چپاننده ها: افرادی که اصولا همه وسایل را داخل کمد و کشو می چپانند، اغلب درون گرا و از نظر احساسی پیچیده هستند. در ظاهر شاید آنها بسیار خونسرد و رک به نظر برسند اما درون آنها غوغایی برپاست.

ریخت و پاش کننده ها: افرادی که هر چیزی را در هر جایی که می خواهند رها می کنند و می اندازند، اصولا آدم های فراموشکار و دور از دسترسی هستند. آنها اهمیتی نمی دهند که دیگران بتوانند از میان این همه به هم ریختگی وسایل موردنیاز خود را پیدا کنند.

شلخته های مخفی کار: اینها افرادی هستند که شلخته و بی نظمند اما بسیار هم سیاست مدار هستند. آنها وسایل را به ریخته در جایی جمع می کنند که جلوی چشم نیست. یعنی ظاهرا مرتب و واقعا بی نظم و شلخته هستند.

بیگ بنگرها: افرادی که اجازه می دهند خانه یا اتاقشان چندین روز به هم ریخته و نامرتب باشد و بعد از چند روز همه آن به هم ریختگی ها را تمیز می کنند، اصطلاحا بیگ بنگر نامیده می شوند. این افراد بسیار حساس و در مورد خود بسیار سخت گیر هستند. این نوع شلختگی آنها را آزار می دهد و خود را برای این بی منظمی مقصر می دانند اما تغییری در خود به وجود نمی آورند و این داستان همیشه تکرار می شود.

منبع: عصرایران




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

6 فایده ای که نوشتن خاطرات روزانه برایمان دارد

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:جمعه 5 آذر 1395-06:03 ب.ظ



وقتی بخش‌هایی از زندگیتان را در مقایسه با قسمت‌های دیگر نگاه می‌کنید (و نگاهی کلی به آن می‌اندازید)، مطمئناً الگوها و انتخاب‌هایی را می‌بینید که موجب تسهیل یا محدود کردن رشد و پیشرفت شما یا اعضای خانواده‌تان شده است.

وقتی داستان زندگیتان را می‌نویسید، به طرق مختلف از آن فایده خواهید برد. این فواید می‌توانند خود انگیزه‌ای برای نوشتن باشند.

خاطرات روزانه ,بخش‌هایی از زندگی

 

1 - ثبتی از وقایع و داستان‌های خانوادگی و شخصی خودتان خواهید داشت

این ثبت‌ها می‌تواند به یک تاریخچه همیشگی تبدیل شود که نسل به نسل در خانواده‌تان بچرخد. اینگونه می‌توانید راضی باشید که مسئولیت حفظ گذشته خانوادگی را به انجام رسانده‌اید. فرزندان و نوه‌هایتان هم بابت این تاریخچه از شما متشکر خواهند بود.

 

2 - از حس رضایت ناشی از زیبا تعریف شدن داستان‌هایتان لذت خواهید برد

تعریف کردن داستان برای خیلی‌ها توام با رضایت خاطر است، حتی اگر این احساس را قبلاً تجربه نکرده باشید، مطمئناً در جشن گرفتن برای تجربیات زندگیتان از طریق تعریف این داستان‌ها آن را احساس خواهید کرد.

 

3 - نسبت به خودتان و خانواده‌تان بینش بهتری پیدا می‌کنید

وقتی بخش‌هایی از زندگیتان را در مقایسه با قسمت‌های دیگر نگاه می‌کنید (و نگاهی کلی به آن می‌اندازید)، مطمئناً الگوها و انتخاب‌هایی را می‌بینید که موجب تسهیل یا محدود کردن رشد و پیشرفت شما یا اعضای خانواده‌تان شده است. این می‌تواند درک قبلی شما نسبت به زندگی خودتان و خانواده‌تان را به چالش بکشد. به جای اینکه همچنان اصرار داشته باشید که همه چیز همانطوری است که هست، الان می‌توانید قدردان کمک‌هایی باشید که دریافت می‌کنید و مشکلات گذشته را دیگر سرنوشت خود ندیده و به چشم نشانه‌هایی بینید از حرکت‌های شخصی و خانوادگی حل‌نشده.

 

4 - درک بیشتر و بهتری درمورد خانواده همسرتان پیدا می کنید

فشارهایی که بر شما و فرزندانتان وارد می‌شود می‌تواند از الگوهای رفتاری در خانواده همسرتان ریشه بگیرد. نوشتن خاطرات زندگی می‌تواند وسیله‌ای برای شروع و ایجاد اولین قدم‌های تسهیل برطرف کردن این فشارها باشد. کشف کردن و حرف زدن درمورد گذشته با حفظ اعتماد و احترام می‌تواند التیام‌بخش باشد.

 

5 - نوشتن خاطرات زندگی اتحاد خانواده را با شروع مبادلات بین‌ فردی تقویت می‌کند

حرف زدن‌ها و بحث‌های بین شما و فرزندانتان درمورد نوشته‌های شما می‌تواند راهی برای انتقال حرف‌هایتان باشد. می‌توانید جلساتی را در خانواده ترتیب دهید که به خواندن و حرف زدن به این نوشته‌ها بپردازید.

 

6 - خاطره‌نویسی معمولاً موجب رشد فردی می‌شود

زیرا نویسنده‌ها با بینشی که از طریق نوشته‌هایشان به دست می‌آورند، احساس قدرت بیشتری می‌کنند. این تجربه شما را رهاتر و آزادتر خواهد کرد.

منبع :mardoman.net

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

امکان برنده شدن برای همه هست

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:جمعه 5 آذر 1395-05:56 ب.ظ


امکان برنده شدن برای همه هست

روانشناسی - زندگی هر کدام از ما، زمانی که باید بین چند گزینه یکی را انتخاب کنیم، با تعارض ها و مشکلاتی روبه روست. برخی از موارد این تعارض ها در ارتباط با دیگران است. نحوه برخورد با این مشکلات و تعارض ها می تواند بر روابط بین فردی ما آثار طولانی مدتی بگذارد؛ این که دوستانی را از دست بدهیم، همیشه مجبور باشیم خود را قربانی روابط مان کنیم، بتوانیم با دیگران به مذاکره بنشینیم و... نکته مهم در مواجه شدن با تعارض ها این است که حل آن ها هر چه زودتر انجام شود، فشار روانی حاصل از آن ها برای ما کمتر خواهد بود. توانایی حل تعارض ها در زمان کوتاه و البته به نفع خودتان، مهارتی است که لازم است آن را فرا بگیرید.

یکی از روش های مناسب برای حل تعارض ها، قدم هایی است که گرینبرگ در کتاب کنترل فشار روانی آن را معرفی کرده است.

برنده شدن, امکان برنده شدن

 

قدم اول: گوش دادن فعال

نام این مهارت پایه را احتمالاً بارها و بارها شنیده اید. گوش دادن فعال با شنیدن تفاوت هایی دارد، از جمله این که فرد در این وضعیت همه تلاش خود را می کند تا منظور فرد مقابل را درک کند و البته این تلاش را به نمایش می گذارد. اگر شما صرفاً به صحبت های فرد مقابل خود گوش می دهید اما با پاسخ هایی، او را متوجه نمی کنید که منظور او را فهمیده اید، هنوز به صورت کامل نتوانسته اید از این مهارت استفاده کنید.

نکته مهم دیگری که در این بین وجود دارد تلاش شنونده برای درک احساساتی است که گوینده به صورت مستقیم بیان نکرده است. درک ناراحتی، خوشحالی، عصبانیت فرد مقابل که در لابه لای کلمات پنهان شده است و البته بیان این نکته که متوجه این احساسات هستیم، به شنونده کمک می کند زمانی که می خواهیم صحبت کنیم او نیز با دقت بیشتری به صحبت ما گوش کند و تلاش بیشتری برای رسیدن به نتیجه داشته باشد.

برنده شدن, امکان برنده شدن

قدم دوم: نشان دادن حالات خویش

سانسور احساسات یکی از رفتارهایی است که بیشتر ما از همان دوران کودکی آن را یاد گرفته ایم و تصور می کنیم هر چه قدر بتوانیم بیشتر ادای افراد خونسرد را در بیاوریم، احتمالاً زودتر و راحت تر می توانیم تعارض های مان را حل و فصل کنیم. واقعیت این است که انکار احساسات خود شاید بتواند در برخی از مواقع به حل سریع تعارض ها کمک کند اما قطعاً کمکی به حل آن ها به نفع ما نخواهد کرد. اگر هم نگرانید که بیان احساسات دردسرهای جدیدی را به قبلی اضافه کند، اول این دو نکته را در نظر داشته باشید و سپس درباره تغییر دادن یا ندادن روش خود تصمیم بگیرید.

همان طور که در مرحله قبل نیز تأکید کردیم، لازم است اول ما احساسات فرد مقابل را درک کنیم و نشان دهیم متوجه آن احساسات بوده ایم و بعد انتظار داشته باشیم فرد مقابل نیز احساسات ما را درک کند.

نکته دوم آن که اشتباهی که بسیاری از افراد مرتکب می شوند این است که در زمان بیان احساسات خود، به نوعی فرد مقابل را محکوم می کنند. به عنوان مثال از بدقولی دوست خود عصبانی هستند. برای بیان این احساس می گویند بدقولی تو من را عصبانی کرده است. اگر می خواهید احساسات شما بهتر شنیده شود، بهتر است بگویید من از بدقولی تو عصبانی شده ام.

برنده شدن, امکان برنده شدن

قدم سوم: جست و جو برای یافتن دیگر راه حل ها

برای این مرحله لازم است از روش سیال سازی ذهن استفاده کنید. منظور از سیال سازی یعنی برشمردن همه راه حل های ممکن قبل از ارزیابی آن ها. وقتی فهرستی از راه حل‌ها داشته باشید، در قدم بعدی می توانید دو نفری به بررسی تک تک آن ها بپردازید تا بر روی یکی به توافق برسید. شاید بگویید این کار زمان بسیار لازم دارد. یادتان باشد شاید در ابتدا، زمان بیشتری از روش های قبلی که استفاده می کردید نیاز داشته باشد اما در عوض بعد از پایان موضوع، درگیری ذهنی تان بسیار کمتر خواهد بود و در طولانی مدت به شما کمک می کند آرامش بیشتری داشته باشید.

منبع: سلامت نیوز 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

 زندگی روی صندلی عقل

نویسنده :ترنم باران
تاریخ:جمعه 5 آذر 1395-05:55 ب.ظ



احساسات شما متاثر از افکار شماست. خود انسانها موجب ناراحتی خودشان می شوند، آن هم به واسطه ی اعتقادات غیرعاقلانه ای که در رویدادها یا تجارب فعال کننده زندگی شان دارند .

 

فکر کردن ,نظم بخشیدن به افکار

 

فکر کردن

ما می توانیم با تربیت کردن و نظم بخشیدن افکار خود، زندگی را مملو از کامروایی، خلاقیت و از لحاظ هیجانی رضایت بخش کنیم. احساس خوب از طریق تفکر صحیح ایجاد می شود .

انسان ها با سازمان دهی و نظم بخشیدن به افکار خود ، می توانند کامروا و خلاق باشند ، می توانند زندگی هیجانی رضایت بخشی را پشت سر بگذارند، یا زندگی را سرد، ماشینی و واقعا ناخوشایند جلوه دهند.

شاید این طور باشد. اما دلیل این که چنین برداشت ناخوشایندی از این حرفها دارید این است که والدین، معلمان و درمانگرها، واقعیات را طوری برای شما جلوه داده اند که باور کرده اید فقط از طریق تجارب بسیار هیجانی می توان زندگی خوب داشت و حداکثر بهره را از زندگی برد.

تفکر عاقلانه در درازمدت ، باعث خواهد شد تا بیشتر احساس لذت را داشته باشیم ؛ چون عقل انسان به او کمک می کند خودش را از شر احساسات مزاحم خلاص کند، به ویژه از وحشت و خشم پریشان کننده، سپس می تواند هیجانات و سرگرمی های لذت بخش را جایگزین نماید .

جالب است بدانیم حتی هیجانات ناخوشایندی مثل پشیمانی و ندامت ما را شادتر می کنند و به ما کمک می کنند تا به خواسته های خود بیشتر دست پیدا کنیم. اگر با این هیجانات درست برخورد کنیم و آنها را نشانه اشکالات زندگی خود بدانیم ، می توانیم از تجارب و رویدادهای ناخوشایندی که موجب تاسف و ندامت ما شده اند، خلاص شویم.

 

ما به عنوان یک انسان از چهار فرآیند اصلی که همگی برای بقاء و شادمانی مان ضروری اند متاثر هستیم :

1.شما دارای درک و حس هستید، می بینید، می چشید، بو می کنید و می شنوید

2. احساس یا هیجان دارید، عشق، تنفر، احساس گناه یا افسردگی

3. شما دارای حرکت و عمل هستید، قدم می زنید، می خورید، شنا می کنید

4. استدلال و فکر می کنید، به یاد می آورید، تصور می کنید، فرض می کنید و مسایل را حل می کنید

فکر کردن ,نظم بخشیدن به افکار

اما معمولا هیچ یک از این چهار فرآیند اصلی را به طور کاملا مجزا تجربه نمی کنید . وقتی چیزی را ادراک یا احساس می کنید به آن فکر هم می کنید و بالاخره در مورد آن کاری را انجام می دهید .ما به طور همزمان ادراک، حرکت، تفکر می کنیم و تهییج می شویم.

این چهار شیوه اصلی ارتباط ما با دنیا، از هم مجزا نیستند. آنها با هم همپوشی دارند و هریک جنبه های مختلفی از زندگی ما را دربرمی گیرند.

بنابراین تفکر ، علاوه بر تغییرات زیستی- الکتریکی مغز ، یادآوری، یادگیری و حل مسئله ، شامل رفتارهای حسی وحرکتی و هیجانی هم می باشد.

هیجان یکی از آن فرآیندهایی است که رابطه نزدیکی با ادراک، حرکت و تفکر دارد.

معمولا مراکز هیجانی، ادراکی، حرکتی و فکری ما تا حدودی دارای خاصیت تحریک پذیری و پذیرندگی هستند. بنابراین با محرکی که شدت معینی دارد بر آنها تاثیر می گذارد یا بر شدت آنها می افزاید و یا از شدت آنها می کاهد. ما می توانیم در موارد ویژه ای این تحریک را به طور مستقیم بر مراکز هیجانی وارد کنیم، مثلا از طریق تحریک الکتریکی بخش هایی از مغز یا مصرف داروهای محرک یا کندکننده ای که بر بخش هایی از مغز یا دستگاه عصبی خودمختار تاثیر می گذارند.

همچنین می توانیم محرک را به طور غیرمستقیم یعنی از طریق ادراک، حرکت و تفکر وارد کنیم و از این راه بر دستگاه عصبی مرکز و راههای مغزیی که با مراکز هیجانی بالا در ارتباطند و بر آن تاثیر می گذارند، اثر بگذاریم.

 

پس به سه شکل می توانید احساسات خود را کنترل کنید:

1.به شیوه الکتریکی و زیستی شیمیایی مستقیما بر هیجانات خود تاثیر بگذارید

2.از طریق آرامش عضلانی

3.از طریق تفکر ارادی، تفکر، تعمق، حساسیت زدایی ذهنی یا تکرار مطالب آرام بخش برای خود با هیجان زندگی تان مقابله کنید.

 

تفکر عقلانی- هیجانی به شما کمک خواهد کرد تا احساسات خود را به طور کاملتر و آزادانه تری مشاهده کنید و وجود آنها را بپذیرید و آنها را جزیی از خودتان بدانید. ببینید آیا مناسبند یا خیر، بالاخره احساس مورد نظرتان را داشته باشید و از زندگی بهره بیشتری ببرید.

با افکارتان ، به جنگ آشفتگی های هیجانی بروید، انسان ها از لحاظ نظری قادرند افکار و احساسات منفی خود را کنترل کنند اما گاهی عملا نمی توانند موفق به انجام این کار شوند .

موانع اصلی بر سر راه تفکر و هیجان موثر عبارتند از:

1.برخی از مردم خیلی کند ذهن تر از آن هستند که بخواهند افکار صحیحی داشته باشند

2.برخی از آنها هم که از هوش کافی برخوردارند راه درست فکر کردن را نمی دانند

3.گاهی نیز هوش و آموزش کافی را برای تفکر واضح و روشن دارند اما از این هوش یا دانش خود به خوبی استفاده نمی کنند یا عملکردی روان رنجورانه دارند.

 

افرادی که رفتار روان رنجورانه دارند ، ظرفیت های بالقوه ای دارند اما نمی دانند رفتارهایشان چطور به آنها لطمه می زند گاهی هم می دانند چطور به خودشان لطمه می زنند اما به دلایلی غیرعاقلانه از رفتارهای مخرب خویش دست نمی کشند.در حالی که این افراد ظرفیت های بالقوه دارند و فطرتا کم هوش نیستند .

دلیل مشکلات هیجانی آنان ، ناآگاهی آنها از نحوه تفکر صحیح تر و انجام رفتارهای کمتر مخرب است. تفکر روشن، منجر به هیجانات مناسب می شود و حماقت و جهالت و آشفتگی ، با تفکر صحیح مغایرت دارد و باعث هیجان زدگی مفرط یا کم هیجانی می شود. 

منبع : کتاب زندگی عاقلانه ، مولفان: آلبرت الیس- رابرت هارپر ، مترجم: مهرداد فیروزبخت/سایت تبیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :20
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...